دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٩ - ٥ هزينه سنگين تبليغات فريبكارانه بازرگانى
استراحتگاهى تابستانى تبليغ مىكنند، بر جنبههاى دلربايش مبالغه مىنمايند و از عيبهاى آن چيزى نمىگويند. يا دروغ مىگويند. عكسها و يا تصويرهايى را ماهرانه جا مىدهند، به گونهاى كه باغچهها و ساختمانها بزرگتر و باشكوهتر از آنچه هست، نشان داده شود و باز هم دروغ مىگويند.
صدمه آن، فقط اين نيست كه اينها دروغگو شدهاند، بلكه اين است كه حسّ صداقت و شرافت در كلّ جامعه زير پا گذاشته شده و تا اندازه زيادى نابود شده است و نتيجه آن، سطح نازل اخلاق بازرگانى است». [١]
در بيست سال اخير، سازمانهاى تبليغاتى دريافتهاند كه با توسّل به ظاهرپرستى، مىتوانند انواع كالاهايى را كه در واقع نيازى به آنها ندارند به شما بفروشند. سازمانهاى تبليغاتى غرورهاى طبيعى و جزيى را تبديل به اضطرابهاى عميقى مىكنند تا بتوانند از آنها سود ببرند و كالاهاى مورد نظر خود را به شما بفروشند. [٢]
توجه به آمارهايى كه درباره هزينههاى تبليغات ذكر مىشود، اين حقيقت را روشن مىكند كه امروز مردم جهان ثروت فراوانى را بابت تبليغات دروغين سودجويان مىپردازند و ناخودآگاه اسير تبليغات فريبنده شركتهاى تجارىاند.
«طبق آمار، در سال ١٩٨٤ ميلادى شركتهاى فرامليتى حدود ١٥٠ ميليارد دلار براى فروش محصولات و خدمات خود، خرج تبليغات و هزينه بازاريابى كردهاند و اين رقم در سالهاى بعد روندى صعودى داشته است. از طرف ديگر، پر واضح است كه سرمايهگذار دنبال سود مىرود و از تبليغ كالاها سود سرشارى به چنگ مىآورد، زيرا هزينه و سود پيشبينى شده را جمعاً به هزينه تمام شده اضافه كرده و زمانى كه بازار تقاضا پا گرفت و هجوم مصرفكنندگان آغاز شد، اين هزينههاى گزاف تماماً از مصرف كنندگان گرفته مىشود». [٣]
همچنين در سال ٢٠٠١، مجموع هزينههاى تبليغاتى «جنرال موتورز» بالغ بر ١٤/ ٢ ميليارد دلار بود و در سال ٢٠٠٤ مجموع هزينههاى تبليغاتى شركت مايكروسافت بالغ بر ٢٥/ ١ ميليارد دلار و شركت سونى ٠١/ ١ ميليارد دلار بوده است و همچنان هزينههاى تبليغاتى در دنيا به شدّت در حال افزايش است. [٤]
مطابق آمارهاى تازه، هزينه تبليغات در سطح جهان، بيش از ٤٠٠ ميليارد دلار است. از اين ميان آمريكا با حدود ٥٠ درصد، بالاترين سهم؛ و كشورهاى در حال توسعه با كمتر از ٢٠ درصد، كمترين سهم را به خود اختصاص دادهاند. [٥]
مىدانيم كه شركتها براى فروش كالاهاى خود و ترغيب مردم به خريد بيشتر و ايجاد ميل شديد نسبت به كالاى مورد نظر، از روانشناس، جامعهشناس، نيروهاى تبليغاتى قوى، موسيقى، فيلم و شگردهاى تلويزيونى استفاده مىكنند. طبيعى است كه همه اين موارد هزينهبَر خواهد بود و از پيامدهاى قطعى آن، تأثيرگذارى بر فكر و انديشه مخاطب، گرفتن حق انتخاب از مردم در محيط آرام و عقلانى و ترويج مصرفزدگى است. مردم در اين ميان گاه براى كالاهايى پول مىدهند كه مورد نيازشان نيست و تنها تحت تأثير هيجانهاى ناشى از تبليغات به آن روى آورند. و حتى گاه سراغ كالاهايى (همانند برخى از خوراكىها) مىروند كه براى آنان زيانبار است.
همه موارد فوق، با انديشه سرمايهدارى كه مقصد اعلاى آن سود بيشتر است (از هر طريقى كه باشد) هماهنگ است و اين آلودگى متأسفانه دامن كشورهاى پيرو را نيز گرفته و آنان را- تا اندازهاى- از انديشيدن به توليد و خريد كالاهاى اساسى و سرمايهاى و مورد نياز بازداشته است.
درست است كه گاهى تبليغات باعث افزايش توليد مىشود و اين افزايش توليد، گاه سبب پايين آمدن قيمتها مىگردد، زيرا هميشه افزايش انبوه هزينه كمترى را مىطلبد. ولى مىدانيم بسيارى از تبليغات تجارى كنونى در اين دايره نمىگنجد، بلكه تبليغات كاذبى است كه به مصرفگرايى دعوت مىكند و يا تبليغ از كالاهايى است كه واقعاً زيانبار
[١]. ر. ك: تمدن مادّىگرايانه ما غربىها، ص ٩٩-/ ١٠٠.
[٢]. ر. ك: سايت باشگاه انديشه، فصلنامه سنجشى و پژوهشى، ش ٢٩، بهار ١٣٨١، ص ١١٨.
[٣]. گزيده مسائل اقتصادى- اجتماعى، شماره ١٣٦٤، ص ٤٥.
[٤]. ر. ك: مجله دانشكده علوم ادارى و اقتصادى، سال نوزدهم، شماره ٢، سال ١٣٨٦، ص ١٥٠.
[٥]. ر. ك: سايت باشگاه انديشه، فصلنامه سنجشى و پژوهشى، ش ٢٩، بهار ١٣٨١، ص ١١٥.