دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٣ - ٤ تقوا و پارسايى
سرمايهگذارىها در مسير توسعه به كار افتد، به اين اميد كه در درازمدّت محروميتها بر اثر توسعه اقتصادى برطرف شود، هر چند در كوتاه مدّت عدالت تحتالشعاع قرار گيرد، اين امر ممكن است قابل قبول باشد؛ ولى مىدانيم توسعه در دنياى امروز هرگز در اين مسير قرار ندارد، بلكه محصول آن، ثروت بيشتر براى ثروتمندان و فاصله گرفتن بيشتر از قشرهاى محروم است.
يكى از شواهد روشن اين سخن آن است كه آنان هم در عمل و هم در سخن با صراحت اظهار مىدارند كه بايد صنايع به صورتى پيش رود كه نياز آنها به كارگر روز به روز كمتر شود، تا مجبور نباشند بخش قابل ملاحظهاى از درآمد كارخانه را به مهندسان و كارگران حرفهاى و عادى بدهند و اين گواه روشنى است كه توسعه صنعتى دنياى امروز، هرگز در مسير عدالت- هر چند در درازمدّت- نيست و رشد هدف است، نه عدالت و توسعه و در حقيقت رشد و فزونى ثروت انگيزه اصلى است، نه رفع محروميت و رفاه توده مردم.
در نتيجه، ما معتقديم اگر حاكمان، ديگر اصول توسعه را به كار گيرند و با مديريت صحيح، برنامهريزى، جلب مشاركت مردم، انگيزه الهى و مانند آن به توسعه بينديشند، يقيناً نگاه عدالتگرايانه به برنامهها، رشد و توسعه جامعه را نيز در پى خواهد داشت و منافاتى با توسعه ندارد، بلكه به اعتقاد ما از راهبردهاى اساسى براى رسيدن به شاخصهاى توسعه اقتصادى خواهد بود، چرا كه اجراى عدالت هم به مشاركت و انگيزه توده مردم منتهى مىشود و هم از هزينههايى كه رهآورد نابرابرى و ستم است مىكاهد و مهمتر از همه، سبب جلب بركات الهى و توجه حضرت حقّ به چنين جامعهاى خواهد شد و همه اين امور از اصول راهبردى براى رسيدن به رشد و توسعه اقتصادى جامعه است.
٤. تقوا و پارسايى
مجريان پروژه توسعه لازم است از تقوا و پارسايى برخوردار باشند، تا از افتادن در ورطه يك جانبهنگرى، دنيازدگى و دلبستگىهاى مادى، قوميتى و نژادى دور بمانند و عادلانه به مردم جامعه نگاه كنند و برنامههاى توسعه را بر محور عدالت قرار دهند.
قرآن كريم تقوا را سبب نزول بركات مىداند:
«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ». [١]
تقوا و پارسايى از خطا مىكاهد:
«من زاد ورعه نقص إثمه» [٢]
و تلاشها را ثمر بخش مىسازد:
«مع
الورع يثمر العمل» [٣]
و چراغ موفقيّت است:
«الورع
مصباح نجاح». [٤]
پيشوايى و رهبرى يك جامعه از ديدگاه اسلام
[١]. اعراف، آيه ٩٦.
[٢]. غررالحكم، ح ٥٩٧٠.
[٣]. همان.
[٤]. همان.