دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٨ - ج عزلت
نبندد. وقتى بندهاى چنين شد، هرگز براى كسى جز خدا كار نمىكند و جز به خدا اميد ندارد و جز از او نمىترسد و به كسى جز خدا طمعى ندارد. پس اين است معناى توكل». [١]
در روايت ديگرى از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه پس از نزول آيه «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَّهُ مَخْرَجاً وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَايَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» [٢] جمعى از صحابه درِ خانههاى خود را بستند و به عبادت روى آوردند و تلاش را رها كردند.
پيامبر اكرم از ماجرا مطلع شد، به سراغ آنها فرستاد و پرسيد: چرا چنين كرديد؟ گفتند: چون روزى ما را خدا متكفّل شده، ما به عبادت روى آورديم (و كار و تلاش را رها كرديم). رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«انّه من فعل ذلك لم يُستَجَبْ له، عليكم بالطّلب
؛ هر كس چنين كند، دعايش به اجابت نمىرسد (و روزى وى تأمين نمىشود) بر شما باد به كار و تلاش». [٣]
ج. عزلت:
ديگر از مفاهيم دينى كه درست معنا نشده و از آن سوء استفاده شده است، مسئله عزلت يا كنارهگيرى از مردم است. در بعضى از روايات، به گوشهگيرى و دورى گزيدن از مردم ترغيب شده است، چنانكه از امام صادق عليه السلام نقل شده كه به سفيان ثورى فرمود:
«يا سفيان فسد الزّمان، و تنكّر الاخوان و تقلّب الاعيان، فاتّخذنا الوحدة سكناً
؛ اى سفيان چون زمانه فاسد شده و دوستان ناشناخته شدهاند و همه چيز تغيير كرده، لذا ما تنهايى و دورى از خلق را براى آرامش برگزيديم». [٤]
طرفداران اين تحريف، افزون بر آنچه گفته شد، به حديث زير استناد مىجويند كه روزى پيامبر صلى الله عليه و آله بر فراز منبر حديثى از وصاياى يوشع بن نون (وصى حضرت موسى) خواند كه مضمونش اين بود:
«ألا إنّ خير عباداللَّه التقيّ النّقي الخَفيّ، و إنّ شرّ عباداللَّه المشار اليه بالْأصابع
؛ بهترين مردم كسى است كه اهل تقوا و پاكى باشد و در خفا به سر برد و بدترين مردم كسى است كه (مشهور باشد و) با انگشت به او اشاره كنند». [٥]
همچنين نقل شده است كه فرمود:
«لا يزال العبد بخير ما لم يُعرف مكانه، فاذا عُرف مكانه لبسته فتنة لا يثبت لها إلّامن ثبّته اللَّه
؛ بنده تا زمانى كه مكان و منزلتش شناخته نشده (و در عزلت باشد) پيوسته در خير (و صلاح) است؛ ولى زمانى كه شناخته شود، فتنه او را فرا مىگيرد كه در برابر آن نمىتواند ثابت و پايدار بماند، مگر آن كس كه خداوند او را ثابت قدم نگه دارد». [٦]
آنها براى عزلت فوائدى ذكر مىكنند از جمله اينكه انسان از غيبت، دروغگويى، حسادت و رياكارى محفوظ مىماند. صومعه مسلمان خانه اوست كه در آن چشم، زبان و نفس خويش را حفظ
[١]. بحارالانوار، ج ٧٤، ص ٢٠، ح ٤.
[٢]. طلاق، آيه ٢ و ٣.
[٣]. كافى، ج ٥، ص ٨٤، ح ٥.
[٤]. مستدرك الوسائل، ج ١١، ص ٣٩١.
[٥]. بحارالانوار، ج ٦٧، ص ١١١، ح ١٢؛ در كنز العمال (ج ٣، ص ١٥٢) بابى تحت عنوان «الخمول» يعنى گمنامى و ناشناسى آورده و رواياتى در اين زمينه نقل كرده است.
[٦]. كنز العمال، ج ٣، ص ١٥٧، ح ٥٩٥٠.