دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٦ - مقدّمه
براساس تعاليم دينى، حبّ دنيا و آخرت فراموشى آدمى را به مال اندوزى كشانده و به جمع و انباشته كردن اموال وا مىدارد.
طمعكاران چنان در پى جمع اموالاند كه گويى هيچ ندارند، لذا از دارايىهاى خويش بهره نمىبرند.
شايد روايت نبى گرامى اسلام اشاره به همين نكته باشد كه فرمود:
«إيّاك والطمع فإنّه الفقر الحاضر
؛ از طمع بپرهيز چه اينكه طمع، نيازمندى حاضر است». [١]
اميرمؤمنان على عليه السلام در اين زمينه مىفرمايد:
«إنّكم ان رغبتم في الدنيا أفنيتم أعمارَكم فيما لا تبقون له و لايبقى لكم
؛ به يقين اگر به دنيا اشتياق (افراطى) داشته باشيد عمرتان را براى جمعآورىِ چيزهايى هدر مىدهيد كه نه شما براى آن چيزها باقى مىمانيد و نه آنها براى شما». [٢]
در بيان شگفتى ديگر از آن حضرت مىخوانيم:
«لَطلب المال والثروة أسرعُ في خراب دين الرجل من ذئبين ضاريين باتا في خطيرة غنم، مازالا فيها حتّى أصبحا
؛ به يقين مال اندوزى و فزونطلبى در ثروت (بدون قيد و شرط)، براى دين آدمى خطرناكتر است از دو گرگ درندهاى كه از سرشب تا به صبح در گله گوسفندان رها شده باشند». [٣]
مىدانيم كه عادت گرگ اين نيست كه گوسفندى را گرفته و آن را به مقدار نياز بخورد، بلكه حالت درنده خويى دارد كه تمام گوسفندان را بدرد و به كنارى بيكفند.
واقعيت همين است كه حب دنيا و فراموشى آخرت كليد بسيارى از رذايلى چون حرص و طمع است، رذائلى كه به شدت آدمى را به ورطه مالاندوزى بى قيد و شرط سوق داده و از انفاق در راه خدا باز مىدارد و حتى به او اجازه نمىدهد از آن در جهت اشتغالزايى براى ديگران استفاده كند.
٢. طرق پيشگيرى از تكاثر
مقدّمه:
مطالعه و دقّت در آموزههاى دينى، اعم از قوانين و سياستهاى اقتصادى، فرهنگى و حقوقى، نشان مىدهد كه نظام اقتصادى اسلام به گونهاى طراحى و تنظيم شده است كه جامعه را به سوى تعديل ثروتها و توازن عادلانه اقتصادى سوق دهد؛ يعنى از سويى، فقرزدايى كند حتى كسانى كه هيچ توان كار ندارند از حداقل زندگى معمولى برخوردار شوند و از سوى ديگر زمينه انباشته شدن اموال و تمركز ثروتهاىِ كلان، در دست عدهاى معدود را از بين ببرد.
از سوى ديگر در نگاه اسلام، مال وسيلهاى است براى بروز و ظهور توانايىها و شكوفاشدن استعدادهاى انسان؛ در اين نگاه مال و سرمايه باعث قوام و دوام زندگانى فرد و جامعه است، و لذا اگر در خدمت افراد جامعه قرار نگيرد و تنها ميان چند نفر از اغنياء دست به دست شود، تأثيرگذارى خود را از
[١]. المعجم الأوسط، ج ٧، ص ٣٧٠؛ كنز العمال، ج ٣، ص ٤٩٦، ح ٧٥٨١.
[٢]. عيون الحكم و المواعظ، ص ١٧٥؛ غررالحكم، ح ٢٥١٨.
[٣]. كنز العمال، ج ٣، ص ٧١٨، ح ٨٥٦٢.