دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩١ - ٣ فقر تحميلى به علّت ايستادگى در راه حق
نيازمندى به حضرت حق و بندگى و عبوديت در برابر او بالاترين افتخار است، كه انسان دست نياز به سوى ديگران دراز نكند و نيازش را به محضر خداوند عرضه بدارد و هميشه و در همه حال خود را فقير و نيازمند او بشمارد.
٢. فقر به معناى سادهزيستى
بخشى از روايات كه از فقر ستايش مىكند، مربوط به سادهزيستى و زندگى بدون تجملات است كه از آن به زهد نيز تعبير مىشود. اين معنا در برابر ثروتى است كه موجب غرور و مستى و غفلت مىشود و در برخى روايات از آن به «سُكرالمال» تعبير شده و در كنار مستى شراب و قدرت آمده است. [١]
٣. فقر تحميلى به علّت ايستادگى در راه حق
قسمتى از روايات مدح فقر، اشاره به فقر تحميلى از سوى دشمنان دارد كه بر اثر انجام وظيفه و ايستادگى بر اصول دينى دامنگير انسان مىشود.
مثلًا در آغاز اسلام، پيامبر گرامى و مسلمانان به موجب ايستادگى در مسير حق و پافشارى بر توحيد، در شِعْب ابىطالب در محاصره اقتصادى دشمن قرار گرفتند و همچنين پس از هجرت رسول خدا صلى الله عليه و آله به مدينه گروه عظيمى از مسلمانان مجبور به
[١]. قال على عليه السلام: «السُّكر أربع سكرات: سكرالشراب، وسكرالمال، و سكرالنوم و سكرالملك». (بحارالانوار، ج ٧٣، ص ١٤٢)