دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٩ - ١ حيات طيّبه
متعددى بيان شده است؛ ولى توجه به دو نكته ضرورى است:
١. حيات طيّبه به هر معنا كه باشد، مربوط به حيات دنيوى است، زيرا «در دنبال آن، از جزاى الهى به نحو احسن سخن به ميان آمده، ... حيات طيّبه مربوط به دنيا و جزاى احسن مربوط به آخرت است». [١]
٢. براى رسيدن به «حيات طيّبه» ايمان و عمل صالح شرط لازم است و طبعاً در جامعهاى كه فقط رشد و ترقى اقتصادى در آن ملاحظه شود و به ايمان و معنويت توجه نشود، آن جامعه فاقد «حيات طيّبه» است.
تفسير نمونه پس از نقل اقوال [٢] درباره «حيات طيّبه» مىنويسد:
«حيات طيّبه، مفهومش آنچنان وسيع و گسترده است كه همه موارد فوق و غير آنها را در بر مىگيرد.
زندگى پاكيزه از هر نظر، پاكيزه از آلودگىها، ظلمها، خيانتها، عداوتها، دشمنىها، اسارتها و انواع نگرانىها و هر چيزى كه آب زلال زندگى را در كام انسان ناگوار مىسازد». [٣]
بنابراين، رشد و توسعه از منظر دين افزون بر فراوانى، گستردگى، كيفيت عالى محصولات، توزيع عادلانه ثروت و مانند آن، لايههايى از معنويت و اخلاق را نيز در درون خود دارد. و جامعه اسلامى همراه با استفاده از نعمتهاى فراوانى كه خدا به او ارزانى داشته «وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً» [٤]، از ايمان و معنويت نيز برخوردار و به مراتبى از پيشرفت دست مىيابد كه همگان را شگفتزده نموده و دشمنانش را از حسادت به خشم مىآورد.
قرآن كريم به زيبايى مردم چنين جامعهاى را ترسيم مىكند و مىفرمايد: « «... كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ»؛ همانند زراعتى كه جوانههاى خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته تا محكم شده و بر پاى خود ايستاده و به قدرى نمو و رشد كرده كه زارعان را به شگفتى وا مىدارد؛ اين براى آن است كه كافران را به خشم آورد». [٥]
مردم اين جامعه و به تَبَع آن خود جامعه اسلامى در صورت عمل به تعليمات اسلامى مراحل رشد و ترقى را تا آنجا طىّ مىكند كه سبب شگفتى سازندگان جامعه و پديدآورندگان آن تمدّن افتخارآفرين مىشود و دشمنان سلطهجويى كه اين فرآيند را به زيان منافع خود مىدانند، به خشم مىآيند.
فراموش نشود، آنچه گفته شد در صورت حاكميت معيارهاى الهى و اسلامى است.
[١]. تفسير نمونه، ج ١١، ص ٣٩٤. سيد قطب نيز «حيات طيّبه» را مربوط به دنيا مىداند (فى ظلال القرآن، ج ٤، ص ٢١٩٣).
[٢]. مانند: الف. رزق حلال ب. قناعت و رضايت و خشنودى به روزىمقدّر پروردگار ج. روزى روزانه كه هر روز خداوند روزى آن روز را مىرساند و ...
[٣]. تفسير نمونه، ج ١١، ص ٣٩٤.
[٤]. لقمان، آيه ٢٠.
[٥]. فتح، آيه ٢٩.