دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٣ - زندگى بدون حضور پروردگار «معيشت ضنك» است
مىفرمايد: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَداً مِّنْ كُلِّ مَكَانٍ ...» و آنگاه مىفرمايد:
«وَلَقَدْ جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِّنْهُمْ».
به تعبير تفسير نمونه: «نعمتهاى سه گانه مادى (امنيت، اطمينان به ادامه زندگى و جلب روزىها) هنگامى به تكامل مىرسند كه با نعمتهاى معنوى ايمان و توحيد هماهنگ گردند، به همين دليل، در آيات فوق بعد از ذكر نعمتهاى سه گانه مىگويد:
«وَلَقَدْ جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِّنْهُمْ»». [١]
به بيان تفسير الميزان: «خداوند در آيه بعد نعمت معنوى را به آن نعمتها ضميمه كرد كه همان آمدن رسولى از ميان خود آنان بود؛ در نتيجه، آنجا منطقهاى بود كه خداوند نعمتش را براى اهلش با فرستادن پيامبر تمام كرد». [٢]
حضرت ابراهيم عليه السلام نيز در دعاى خويش نخست براى سرزمين مكه امنيت را مىطلبد سپس شكوفايى اقتصادى را: «رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَداً آمِناً وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنْ الثَّمَرَاتِ» [٣]، و مطابق آيهاى ديگر، نخست امنيت را مىخواهد و سپس دورى از بتپرستى و شرك را: «رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَاجْنُبْنِي وَبَنِىَّ أَنْ نَّعْبُدَ الْأَصْنَامَ». [٤]
در واقع، همراه با امنيت و رفاه، توجه به معنويت و دورى از شرك و بتپرستى، آرمانْ شهر ابراهيم عليه السلام است.
زندگى بدون حضور پروردگار «معيشت ضنك» است:
معنويت و توجه به خدا به اندازهاى در اسلام پراهميت است كه هر كس هر چند از فراوانى نعمتهاى مادى برخوردار ولى از خدا و ياد او روىگردان باشد، زندگى او سامانى ندارد و از سختى و تنگى معيشت رنج مىبرد و رفاه و توسعه واقعى را در حياتش احساس نمىكند، هر چند دورنماى آن، زيبا و جالب باشد و زندگى پيشرفتهاى به نظر بيايد.
قرآن كريم با صراحت مىفرمايد: «وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِى فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكاً». [٥]
«ضنك» به معناى سختى و تنگى است و «معيشت ضنك» يعنى زندگى دشوار و سخت [٦] و اما اينكه چگونه اعراض از ياد خدا و بىاعتنايى به دستورات او سبب معيشت ضنك مىشود، مفسّران تحليلهاى جالبى دارند:
علامه طباطبايى مىنويسد: «آن كس كه خدا را فراموش كرد و يادش را به نسيان سپرد، چارهاى ندارد جز آنكه به دنيا دلبسته شود و آن را تنها مطلوب خويش قرار دهد و همه تلاشهايش را در آن راستا به كار گيرد و به سر و سامان دادن زندگى دنيا و توسعه و بهرهمندى از آن بپردازد؛ ولى با اين حال هرگز آنچه از دنيا به چنگ مىآورد- چه كم و چه زياد- او را راضى نمىكند، زيرا هر مقدار كه از دنيا به دست آورد، بدان راضى نيست و براى كسب
[١]. تفسير نمونه، ج ١١، ص ٤٣٣.
[٢]. ر. ك: الميزان، ج ١٢، ص ٣٦٢.
[٣]. بقره، آيه ١٢٦.
[٤]. ابراهيم، آيه ٣٥.
[٥]. طه، آيه ١٢٤.
[٦]. مفردات راغب، واژه «ضنك».