دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٨ - ٤ دارو و درمان
دنيا و آخرتشان به آنها مراجعه كنند كه اگر آنها نباشند، اوضاع آنان نابسامان است: فقيه آگاه و پرهيزكار، فرمانرواى نيكوكار و مورد پذيرش و طبيب آگاه و مطمئن». [١]
وجود طبيب ماهر در كنار فقيه پرهيزكار و فرمانرواى نيكوكار و مورد قبول جامعه، نشان از اهميت وجود پزشكان متخصص و متعهد در جامعه است.
در عصر رسول خدا صلى الله عليه و آله گاه براى كسانى كه جراحت سختى داشتند، پيامبر دستور مىداد براى او طبيب حاضر سازند. از جمله نقل شده است كه شخصى در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله مجروح شد؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«أدعوا له الطبيب
؛ براى او طبيب حاضر سازند». برخىها گفتند: آيا او نياز به طبيب دارد و آيا طبيب مىتواند براى او كارى كند:
«هل يغنى عنه الطبيب؟»
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«نعم! إنّ اللَّه تبارك و تعالى لم ينزل داءً إلّاأنزل معه شفاء
؛ خداوند متعال براى هر دردى درمانى فرستاده است (كه بايد سراغ آن رفت و از آن بهره گرفت)». [٢]
اين بخش از تاريخ پيامبر صلى الله عليه و آله نشان مىدهد كه در مدينه و يا اطراف آن اطبّايى بودند كه براى درمان مجروحان از آنها استفاده مىشد؛ علاوه بر آن مىرساند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله دارو و درمان بيمار را به قضا و قدر الهى و مانند آن واگذار نمىكرد، بلكه از مسير طبيعى خود استفاده مىكرد، كه در واقع نشانگر اهميت آن حضرت به طبّ و طبيب در آن جامعه است و در واقع قضا و قدر اين است كه مردم در اينگونه امور به دنبال عالم اسباب بروند.
از اطبّاى معروف عصر رسول خدا صلى الله عليه و آله حارث بن كلده است. در تاريخ آمده است، روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله به عيادت سعد بن ابىوقاص رفت؛ و چون بيمارى او مشكل قلبى بود به او فرمود، سراغ حارث بن كلده برود تا وى را درمان نمايد. [٣]
دستورات طبى كه از ناحيه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام به مردم ارائه مىشد و توجّهى كه به سلامتى مردم در بيانات آنها آمده نيز، همگى حاكى از برجستگى اين حقيقت در مسير رشد و توسعه جامعه است. البته در آن زمان كه مسائل طبّى و اجتماعى، گسترش امروز را نداشت در آن شكل محدود عمل مىشد.
٥. سطح دانش و آموزش
وجود آموزشهاى كافى و باسواد بودن مردم، از ديگر شاخصهاى توسعه است. جامعه بىسواد و آموزش نديده و جامعهاى كه در آن مدرسه و دانشگاه و معلّم و استاد به اندازه كافى وجود نداشته باشد، جامعهاى توسعه نيافته و عقبمانده است و تجربيّات جهان امروز بهترين گواه اين معناست.
اميرمؤمنان على عليه السلام جهل را ريشه هر بدى:
«الجهل أصل كلّ شرّ» [٤]
و معدن هر بدى مىداند:
«الجهل معدن الشرّ» [٥]
و نادانى را دردناكترين دردها بر مىشمرد:
«الجهل أدوأُ الداء»
. [٦] ازاينرو، اسلام براى تعليم و آگاهى بخشى مردم اهميت ويژهاى قائل است.
تعليم با قلم (سوادآموزى) از صفات خدا شمرده شده: «الَّذِى عَلَّمَ بِالْقَلَمِ» [٧] و از روز خلقت آدم تعليم اسما (آگاهى بخشى نسبت به اسرار جهان هستى) همراه او بلكه سند افتخار و برترى او بر فرشتگان بوده است: «وَعَلَّمَ ءَادَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا» [٨] و از اهداف بعثت پيامبر اسلام آموزش مردم شمرده شده: «وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ» [٩] و رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز از اهداف بعثت خود را آموختن مردم مىداند:
«وبالتّعليم أُرسلتُ». [١٠]
علم آموزى به اندازهاى در اسلام اهميت دارد كه طبق حديث معروف كه به عنوان شعارى اسلامى درآمده فريضهاى بر مرد و زن مسلمان به حساب مىآيد:
«طلب العلم فريضة على كلّ مسلم ومسلمة» [١١]
[١]. بحارالانوار، ج ٧٥، ص ٢٣٥، ح ٥٩.
[٢]. مصنف ابن ابىشيبه، ج ٥، ص ٤٢١، ح ١. شبيه به اين روايت در همين كتاب، ص ٤٢٢، ح ٧ نيز آمده است.
[٣]. ر. ك: معجم الكبير طبرانى، ج ٦، ص ٥٠؛ الجرح والتعديل ابن أبى حاتم رازى، ج ٣، ص ٨٧؛ اسد الغابه، ج ١، ص ٣٢٢ والاصابة، ج ١، ص ٦٨٧ (در المعجم الكبير، نام او سعد بن ابى رافع ذكر شده ولى در بسيارى ديگر از كتابها نام او سعد بن ابىوقاص آمده است).
[٤]. غررالحكم، ح ١٠٩٦.
[٥]. همان، ح ١٠٩٣.
[٦]. همان، ح ١٠٩٥.
[٧]. علق، آيه ٤.
[٨]. بقره، آيه ٣١.
[٩]. جمعه، آيه ٢.
[١٠]. بحارالانوار، ج ١، ص ٢٠٦؛ المجموع نووى، ج ١، ص ٢٠.
[١١]. بحارالانوار، ج ١، ص ١٧٧، ح ٥٤. از رسول خدا صلى الله عليه و آله اينحديث در منابع اهل سنّت بدون كلمه مسلمه آمده است (سنن ابن ماجه، ج ١، ص ٨١).