دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣ - ٣ توصيه به تحصيل مال حتى در شرايط بحرانى
اقتصادى و ... كه همه به نوعى حكايت از اهميت فعاليتهاى اقتصادى و جايگاه بلند آن مىكند، بسيار گسترده و متنوع است. بخشهايى از آن در مباحث ديگر اين كتاب آمده و در اينجا به بيان چند نكته اساسى در اين باره، بسنده مىشود:
١. حفظ دين و تقوا با تمكّن مالى
مىدانيم در جهان بينى اسلامى، بزرگترين ارزش، تقوا و پرهيز از گناه است و هر چه برخلاف آن باشد، ضد ارزش تلقى مىشود. از بعضى روايات استفاده مىشود كه فقر اقتصادى، عامل بروز ناهنجارىها و آلودگىهاى فردى و اجتماعى است و سرمايه و دارايى، كمك به تقوا و پرهيزكارى است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«نِعْم العون على تقوى اللَّه الغِنى»
. [١] امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
«لاتدع طلب
الرزق مِن حلّه فإنّه عون لك على دينك
؛ كسب روزى حلال را (هرگز) ترك مكن، زيرا كه آن بهترين ياور دين تو است». [٢]
در روايتى مىخوانيم:
«كان رسول اللَّه صلى الله عليه و آله إذا نظر إلى الرجل فأعجبه قال له: هل له حِرفة؟ فإن قالوا: لا، قال: سقط من عيني، قيل: وكيف ذاك يا رسول اللَّه صلى الله عليه و آله؟
قال: لأنّ المؤمن إذا لم يكن له حِرفة يعيش بدينه
؛ رسول خدا هر وقت به مردى نگاه مىكرد و نظرش را جلب مىنمود، مىپرسيد: آيا كسب و كار (ممرّ درآمدى) دارد؟ اگر پاسخ منفى بود، مىفرمود: از چشمم افتاد. به آن حضرت گفته شد: چرا؟
مىفرمود: وقتى مؤمن منبع درآمدى نداشته باشد با دين فروشى ارتزاق مىكند». [٣]
٢. پايههاى اصلى دين و دنيا
اميرمؤمنان على عليه السلام وجود سرمايهدار مولّد را در جامعه اسلامى، يكى از اركان اصلى زندگى مادى و معنوى مردم بر مىشمرد و مىفرمايد:
«قوامُ الدين والدنيا بأربعة، عالمٍ مُستَعْمِل علمَه ... وجوادٍ لايَبْخَلُ بمعروفِهِ
؛ پايه دين و دنياى (مردم) بر چهار چيز استوار است، عالمى كه به علم خود عمل كند ...
سخاوتمندى كه از احسان و نيكى بخل نورزد». [٤]
در روايتى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم:
«احتفظ بمالك، فإنّه قوام دينك
؛ در حفظ مالت بكوش، زيرا آن قوام بخش دين تو است». [٥]
٣. توصيه به تحصيل مال حتى در شرايط بحرانى
اسلام، براى كار و تلاش در راستاى سازندگى و درآمدزايى، محدوديتى از حيث زمان، مكان و اشخاص قائل نشده است، و همانگونه كه گذشت حتى در سفر معنوى حج، تلاش جهت كسب منافع مادى و اقتصادى را بى مانع شمرده است، و روزهاى بحرانى جنگ را نيز مجوزى براى ترك تلاش
[١]. كافى، ج ٥، ص ٧١.
[٢]. امالى طوسى، ص ١٩٣، ح ٣٢٦.
[٣]. بحارالانوار، ج ١٠٠، ص ٩، ح ٣٨، و ر. ك: كنزالعمال، ج ٤، ص ١٢٣، ح ٩٨٥٩، از عمر.
[٤]. نهجالبلاغه، كلمات قصار، ش ٣٧٢.
[٥]. وسائلالشيعة، ج ٤، ص ١١٦٠، ح ٨٩١٥.