دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٤ - ٢ تشويش و اضطراب
افزون بر اين، بسيارى از اين افراد گرفتار وسوسههاى مختلفى در اعتقادات خود مىشوند، و گاه در عدل الهى ترديد مىكنند، لذا در روايتى مىخوانيم:
«كاد الفقر أن يكون كفراً» [١]
و
«الفقر طَرَف
من الكفر
؛ فقر در مرز كفر است». [٢]
اميرمؤمنان على عليه السلام به فرزندش فرمود: «پسرم آن كس كه به فقر مبتلا شود، به چهار خصلت گرفتار مىگردد» حضرت يكى آنها را ضعف در يقين و اعتقاد و سستى در امر دين بر شمرد:
«يا بُنىّ من ابتلى بالفقر، ابتلى بأربع خصال بالضّعف في يقينه ...
والرّقة في دينه». [٣]
به علاوه فقير گاه چون كه به بالا دست خود نگاه مىكند، مبتلا به حسد، غيبت و تهمت مىشود و گاه براى امرار معاش به چاپلوسى از ثروتمندان رو مىآورد و چشم برحلال و حرام مىبندد.
بخش مهمى از جنايات، خودفروشىها، آلودگى به مواد مخدر بر اثر فقر حاصل مىشود.
همانگونه كه در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است:
«غنىً يَحْجِزك عن الظّلم، خيرٌ من فقر يَحْمِلك على الإثم
؛ غنا و توانگرى كه تو را از ستم باز دارد، از فقرى كه تو را به گناه وادار كند، بهتر است». [٤]
در حديث ديگرى از على عليه السلام مىخوانيم:
«مَنْ عَدِم قوتَهُ كَثُر خطاياه
؛ انسانى كه نيازمندىهاى زندگى خود را نداشته باشد، خطاهاى زيادى از او سر مىزند». [٥]
از احاديث اسلامى استفاده مىشود كه يكى از آثار منفى فقر، كم شدن حياست (اين معنا در حديثى كه از اميرمؤمنان عليه السلام نقل شده و چهار اثر منفى براى فقر ذكر فرموده، آمده است). [٦]
دليل آن هم روشن است، زيرا هنگامى كه فشار زندگى بر انسان وارد شود، گاه مجبور است تن به سؤال بدهد و از ديگران تقاضا كند و همين امر تدريجاً از حياى او مىكاهد، لذا در روايات اسلامى سؤال و تقاضاى از ديگران- جز در موارد بسيار ضرورى- ممنوع شمرده شده [٧] و به افراد متمكّن دستور داده شده كه به افراد نيازمند قبل از سؤال كمك كنند.
امام مجتبى عليه السلام مىفرمايد:
«ألإعطاء قبل السّؤال من أكبر السّؤدَد
؛ عطا كردن قبل از درخواست از بزرگترين نشانههاى سيادت و بزرگوارى است». [٨]
٢. تشويش و اضطراب
. فقر موجب ضعف قوه تفكر و تعقّل و سبب تشويش و اضطراب فكرى در انسان مىشود، از آنجا كه فقير، فاقد امكانات حيات و زندگى است، فقر به مرگ تشبيه شده است، [٩] بنابراين، فقر جلوى رشد فكرى و عقلى انسان را مىگيرد و از بروز استعدادها مانع مىشود.
اميرمؤمنان على عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام
[١]. خصال صدوق، ج ١، ص ١٢؛ كنز العمال، ح ١٦٦٨٢.
[٢]. همان.
[٣]. همان، ج ٦٩، ص ٤٧.
[٤]. وسائل الشيعه، ج ١٢، ص ١٧، ح ٧.
[٥]. بحارالانوار، ج ٦٩، ص ٤٧.
[٦]. همان، ص ٤٨.
[٧]. كافى، ج ٤، ص ٢٠، باب كراهية المسألة.
[٨]. بحارالانوار، ج ٧٥، ص ١١٣.
[٩]. على عليه السلام فرمود: «الفقر الموت الاكبر» (نهجالبلاغه، قصار ١٦٣).