دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٥ - مقدّمه
عدم تضاد زهد اسلامى با فعاليت وسيع اقتصادى
مقدّمه:
ترديدى نيست كه جهان خواران با هدفى خاص و با حمايت صاحبان سلطه فرهنگى به تحريف «زهد اسلامى» پرداخته، آن را يكى از علل ركود اقتصادى جامعه دانستهاند و با اين پيشداورى، عرصه حضور سازنده دين و مذهب و وجود خدا را در جامعه، زير سؤال بردهاند. آنان اين شبهه را مطرح كردهاند كه «آيا زهد، مخالف رشد و توسعه اقتصادى نيست؟»، «آيا زهد باعث ركود و تضعيف روحيه پرداختن به كار، تلاش، سازندگى و آبادانى نيست؟» و «آيا نتيجه روى آوردن به زهد، همان تنپرورى و تنبلى مردم جامعه نخواهد بود»؟
يكى از نويسندگان معروف معاصر، ماكس وِبِر در كتاب اخلاق پروتستان و روح سرمايهدارى مىنويسد:
«... در تعاليم اسلامى، مسائلى چون: زهد، قناعت، قضا و قدر و ... به چشم مىخورد كه عامل عقب ماندگى مىباشند ...». [١]
اين نوشتار به شبهه فوق پاسخ گفته و زهد مورد نظر اسلام را مورد ارزيابى قرار مىدهد. در اين تحقيق اين نكته مورد توجه است كه زهد اسلامى همان عدم وابستگى قلبى به امور مادى است كه ساده زيستى و زندگى سالم و پرهيز از هر گونه اشرافى گرى و اسراف و تبذير را در پى دارد.
زهد اسلامى قناعت پيشگى معقول در برخوردار شدن از تمتعات زندگى است. اين نوع از زهد، نه تنها تضادى با شكوفايى زندگى مادى ندارد، بلكه شكوفايى اقتصادى در پرتو اين نوع از زهد، رونق نيز مىيابد. در واقع ميان زهد اسلامى با رشد و توسعه اقتصادى ملازمهاى وجود دارد، زيرا:
اوّلًا؛ زهد اسلامى جلو بسيارى از فزونطلبىها را در بهرهبردارىهاى بىرويّه از مواهب زندگى و تحمّل مخارج بى حساب و غير ضرورى، مىگيرد
[١]. ر. ك: دين، فرهنگ و توسعه. گفتنى است كه بخشى از اين مفاهيم تحريف شده و پاسخ به آن در بحث «فقر و راههاى مبارزه با آن در اسلام» در همين كتاب آمده است.