دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٩ - ج آگاهى بخشى
«إنّ اللَّه عزّوجلّ فرضَ للفقراء في مال الأغنياء قدرَ ما يسعهم فإن منعوهم حتّى يجوعوا أو يعروا أو يجهدوا حاسبهم اللَّه حساباً شديداً وعذّبهم عذاباً نُكراً
؛ خداوند براى فقرا در اموال ثروتمندان سهميهاى كه زندگيشان را كفايت كند قرار داده است، پس اگر آنان اين سهم را از فقرا دريغ كنند تا جايى كه گرسنه بمانند يا عريان شوند يا به سختى امرار معاش كنند، خداوند از آنان حسابرسى سختى به عمل آورده، آنان را به شدت كيفر خواهد داد». [١]
در نگاه دين هر كس توان پرداخت قرض به فرد نيازمند را داشته باشد و انجام ندهد، بوى بهشت را استشمام نخواهد كرد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«من احتاج إليه أخوه المسلم في قرض و هو يقدر عليه فلم يفعل حرّم اللَّه عليه ريح الجنّة». [٢]
اين تعبير در روايات مختلفى براى بعضى از مسائل مهم آمده و اشاره به اين نكته دارد كه اينگونه نه تنها از سعادت جاويدان محروم مىشوند، بلكه با آن فاصله زياد دارد، زيرا در روايات آمده: «بوى بهشت از پانصد سال راه به مشام مىرسد؛
إنّ ريحها لتوجد من مسيرة خمسمائة عام». [٣]
نيز در روايت ديگرى از آن حضرت مىخوانيم:
«اگر كسى سير بخوابد در حالى كه همسايهاش گرسنه باشد از ديندارى بهرهاى نبرده است؛
ما آمن بى من مات شبعان وجاره جائع». [٤]
اين مسأله به قدرى مهم است كه طبق بعضى از روايات «اگر در ميان جماعتى فردى شب، گرسنه سر به زمين بنهد خداوند در روز قيامت نظر رحمتش را از آن جماعت بر مىدارد؛
ما من أهل قرية يبيت فيهم جائع ينظر اللَّه إليهم يوم القيامة». [٥]
ج. آگاهى بخشى
اسلام، دين بينش و آگاهى است. رمز و راز گسترش اين آيين نجات بخش در آگاهى بخشى آن نهفته است. دينى است كه سخنان خود را آميخته با منطق و حكمت بيان مىكند. احكام حكيمانهاش را با بستر سازىهاى فكرى و فرهنگى و ايجاد زمينههاى لازم، همراه مىسازد. بر انديشيدن و تدبر پا مىفشارد و بدون دادن آگاهىهاى لازم و ايجاد بسترهاى عَمَل، بر بيان حكمى مبادرت نمىورزد.
به همين دليل در موضوع «مال اندوزى» تنها به ذكر حرمت آن اكتفا نكرده است، بلكه با طرح دهها موضوع ديگر در معرفى چهره واقعى دنيا، همانند:
آثار منفى مال دوستى، سستى و زوالپذيرى نعمتهاى مادى، نكوهش دنياپرستى، يادآورى پايان پذيرى زندگى دنيا و حاضر شدن آدمى در پيشگاه خداوند جهت حسابرسى اعمال و ...، توجه به زندگى جهان ديگر را تقويت نموده و باايجاد بينش عميق، علاقه به مال و ثروت را تعديل مىكند.
به همين علت در اسلام احكام با عقايد و اخلاق پيوند وثيقى خورده و در قرآن كريم كنار هم ذكر شده
[١]. كنز العمال، ج ٦، ص ٣١٠، ح ١٥٨٢٣.
[٢]. من لايحضره الفقيه، ج ٤، ص ١٥.
[٣]. بحارالانوار، ج ٨، ص ١٨٦.
[٤]. عوالى اللئالى، ج ١، ص ٢٦٩، ح ٧٤؛ كافى، ج ٢، ص ٦٦٨.
[٥]. كافى، ج ٢، ص ٦٦٨.