دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٩ - ح تأمين سعادت جهان ديگر از طريق تأمين دنيا!
و زاهد اسلامى نمىتواند به آن بىتوجّه باشد خصوصاً با تأكيد قرآن كريم در اين زمينه كه مىفرمايد: « «هُوَ أَنشَأَكُمْ مِّنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا»؛ او (خدا) شما را از زمين (از خاك) پديد آورد و آبادانى آن را از شما خواسته است». [١]
همچنين قرآن مىفرمايد: « «هُوَ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِى مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِنْ رِّزْقِهِ»؛ او كسى است كه زمين را براى شما رام كرد، پس بر شانههاى زمين راه برويد (و آن را آباد كنيد) و از روزىهاى پروردگار بخوريد». [٢]
هر چند خداوند زمين را رام بشر قرار داد كه به راحتى از آن استفاده كند؛ ولى تعبير به «فَامْشُوا فِى مَنَاكِبِهَا» مىرساند كه «تا گامى بر نداريد و تلاشى نكنيد، بهرهاى از روزىهاى زمين نخواهيد داشت». [٣]
در واقع امر به تلاش و قدم گذاشتن بر روى شانههاى زمين، فرمان به كوشش براى بهرهگيرى از مواهب زمينى است كه خدا در اختيار ما نهاد.
اميرمؤمنان در منشور معروف خود به مالكاشتر- كه نام «منشور سياست و توسعه و سازندگى» برازنده آن است- از جمله از امورى كه در صدر آن به مالك اشتر فرمان مىدهد آبادساختن شهرهاست: «...
و عمارة بلادها». [٤]
در ضمن همين فرمان آمده است:
«...
وَلْيَكُن نَظَرُك في عِمارة الْأرض أبلغ مِنْ نظرك فِى اسْتجلابِ الْخَراج، لأنّ ذلك لا يُدْرك إلّابِالْعِمارة؛
بايد انديشهات در آبادسازى زمين از تدبيرت در جمعآورى ماليات بيشتر باشد، زيرا ماليات جز با آباد كردن زمين به دست نمىآيد».
از رهنمودهاى فوق استفاده مىشود كه هيچ مسلمانى نمىتواند نسبت به بهرهبردارى صحيح از خزائن و نهفتههاى دل زمين و آبادى شهرها بىتوجه باشد و در اين خصوص زهدپيشگى خود را (زهد به معناى تحريف شدهاش را) بهانه قرار دهد.
ح. تأمين سعادت جهان ديگر از طريق تأمين دنيا!
اجازه، بلكه تشويق به بهرهمند شدن از مواهب و لذات حلال زندگى، در حدّ خود هر مسلمانى را به كار و تلاش وا مىدارد تا به مواهب و لذات مجاز و حلال زندگى دست يابد و با برخوردار گشتن از آن توان و كارآيى خود را در جهت فراهم ساختن اسباب سعادت اخروى بالا ببرد.
از دقت در مفاد آياتى چون آيات ذيل بدست مىآيد كه بهرهمندى معقول، و به دور از اسراف و تبذير از مواهب دنيوى براى همگان، از جمله تقواپيشهگان و زاهدان نه تنها مذموم نيست بلكه مطلوب نيز هست، زيرا سفرهاى است كه از جانب حضرت حق براى بندگان گسترده شده و شكر اين نعمت در بهرهمندى از آن به عنوان مقدمهاى براى تحصيل كمالات معنوى است.
[١]. هود، آيه ٦١.
[٢]. ملك، آيه ١٥.
[٣]. ر. ك: تفسير نمونه، ج ٢٤، ص ٣٣٨ (ذيل تفسير آيه شريفه).
[٤]. نهجالبلاغه، نامه ٥٣.