دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٦ - اوّل وفور امكانات و مواهب الهى؛
بر شمرد كه از يك نظر بر سه قسم است:
١. فقر فردى (شخصى):
در اين حالت و وضعيت، شخص از جهت عدم قدرت بر تأمين هزينههاى زندگى خود و كسانى كه با او مرتبط هستند، مورد توجّه قرار مىگيرد. اين فقر به صورت موردى قابل بحث است. ممكن است اكثر افراد يك جامعه مرفّه باشند؛ ولى در ميان آنها افراد فقيرى نيز ديده شوند.
٢. فقر عمومى (فقر جمعى):
فقرى است كه بر اكثريت جامعه سايه افكنده و عواملى همچون كمبود منابع و ذخاير طبيعى، خشكسالى، وضعيت خاصّ جغرافيايى، جنگ، زلزلههاى ويرانگر يا تنبلى و تنپرورى افراد جامعه، در ايجاد آن تأثير دارد، هر چند به صورت اندك و انگشت شمار، افراد مرفّه در ميان آن ديده مىشود.
امروزه فقر جمعى را از طريق پايين بودن درآمد سرانه و با معيارهاى خاصّى محاسبه مىكنند.
٣. فقر دولتى:
اگر خزانه دولت كه پشتوانه حكومت است خالى باشد يا به قدر كفايت نداشته باشد و راههاى تقويت آن بر دولت بسته باشد يا تشكيلات حكومتى به دنبال تقويت آن از طريق جذب درآمدهاى خارجى يا داخلى نروند، آن دولت فقير خواهد بود.
فقر را مىتوان از نظر ديگر به دو گونه تقسيم كرد:
١. فقر مطلق:
آن است كه فرد از هر جهت تهىدست باشد و براى هيچ يك از نيازها و ضرورتهاى معيشتى، هزينهاى نداشته باشد.
٢. فقر نسبى:
نيازهاى انسان متفاوت و مختلف است. اگر شخصى تحت شرايطى نياز به داشتن هزينهاى در زندگى پيدا كرد كه افراد ديگر به آن هزينه نياز ندارند، در اينجا فقر نسبى ايجاد مىشود؛ مثلًا جوانى كه نياز به ازدواج دارد و قهراً انجام آن هزينههايى را مىطلبد، اگر فاقد اين هزينهها باشد، فقير به حساب مىآيد، هر چند افراد ديگرى نيز فاقد آن هزينهها هستند؛ ولى چون نيازى به ازدواج ندارند، فقير محسوب نمىشوند.
گفتار دوم: عوامل و اسباب فقر در جامعه بشرى
پروردگار عالم در زمين به قدر كفايتِ همه انسانها، بلكه به مقدار نياز همه حيوانات و گياهان و ساير موجودات، نعمتهاى مادى و معنوى قرار داده است؛ ولى اين منابع نامحدود نيست، پس اين خود انسانها هستند كه در استفاده از مواهب الهى بايد عدل و انصاف را رعايت نموده و به حق خود راضى باشند و به حقوق ديگران تجاوز نكنند.
رشد و ترقى انسان به دو امر بستگى دارد: وجود مواهب خدادادى به قدر كفايت و شروط و امكانات متناسب.
اوّل: وفور امكانات و مواهب الهى؛
اين مواهب را خداوند در اختيار همه انسانها، بلكه همه