دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٤ - فرمان قرآن به موعظه فعّالان اقتصادى
ساعت مىنامند، زيرا كه مردم دچار حوادث ناگهانى مىشوند و با نخستين فرياد مىميرند. [١]
پيوند بازار اسلامى با مدارس علميه:
در اسلام فعّالان اقتصادى، بايد رابطه تنگاتنگى با احكام الهى داشته باشند. حضرت على عليه السلام به تجّار بازار مىفرمودند:
«يا مَعشَر التُّجّار الفِقه ثمَّ المتجَر، الفقه ثمّ المتجَر، الفقه ثمّ المتجَر ...
؛ اى جماعت تجار، اول فقه آنگاه تجارت (سپس دو مرتبه ديگر اين جمله را تكرار فرمود:) اول فقه آنگاه تجارت، اول فقه آنگاه تجارت ...». [٢]
بنا به توصيه قرآن و حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله و اميرمؤمنان على عليه السلام در زمينه فراگيرى احكام و مسائل دينى، هزاران مدرسه علميه در طول بازارهاى اسلامى براى تعليم قرآن و احكام الهى، به خصوص كتاب مكاسب و متاجر فقه، بنا شده و بازاريان در آن آموزش مىديدند.
وجوب يادگيرى احكام تجارت:
فقهاى اسلام از آغاز تاكنون نسبت به فراگيرى احكام داد و ستد و فعاليتهاى اقتصادى تأكيد فراوان داشتند.
در رساله تحرير الوسيله امام خمينى قدس سره مىخوانيم:
«بر هر كسى كه به كار تجارت و ساير انواع كسب اشتغال دارد واجب است كه احكام كسب و تجارت و مسائل مربوط به آن را بياموزد تا معاملات صحيح را از فاسد بازشناسد و از ربا سالم بماند و مقدار لازم [در فراگيرى احكام تجارت] اين است كه نسبت به حكم تجارت و معاملهاى كه مىخواهد انجام دهد به هنگام معامله عالم باشد هر چند از طريق پيروى كردن از فتواى مجتهدان باشد از روى تقليد». [٣]
بعضى از مفسّران قديم مانند سعيد بن جبير و حسن بصرى و مكحول گفتهاند كه مراد از «وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ» در آيه شريفه «فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانتَشِرُوا فِى الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ» [٤]، طلب علم است [٥].
بى جهت نيست كه كتاب تجارت و مكاسب محرّمه فقه اسلامى در حوزهها و مدارس علميه، به خصوص مدارس علميه بازار، بيش از ساير كتابهاى فقهى رايج است و تدريس مىشود.
بازارهاى عرضه مسائل علمى:
از زمان قديم بازارها و چهار راهها و مراكز عمومى، محلى براى تعليم و تربيت بوده است، چنانكه بازارهاى عكاظ، مجنّه، ذى المجاز و طائف در كتابهاى سيره و تاريخ و ادب به عنوان مراكز عرضه اشعار نمونه عرب ياد شده و در عصر اموى از مجالس مَرْبد و حلقات آن در بصره و استفاده از مردم باديهنشين و نقل اخبار و احاديث قبايل و انساب مىتوان نام برد.
در عصر عباسى اين برنامهها در بازارهاى علمى رو به قوّت نهاد و بسيارى از پيشوايان لغت و نحو مانند اصمعى، ابوعمر بن علا، قُطْرب، كسائى، خليل، سيبويه و غيره در اين بازارهاى علمى حضور مىيافتند تا از باديه نشينان هوشمند و مطلع كه به بازارهاى عمومى مىآمدند، كمك گيرند و معلومات خود را در زمينه علوم ادبى تكميل كنند. اينان در برابر علما و مردم عادى با وضع بسيار جالبى به مناظره مىپرداختند. [٦]
بعضى از علما و دانشمندان نيز در مجالس درسى كه در مسجد جمعه در كنار بازار تشكيل مىشد شركت مىكردند، چنانكه ابن بطوطه جهانگرد معروف اسلامى از مجلس درس حديثى كه در مسجد جمعه شيراز برگزار مىشد ياد مىكند و مىنويسد كه در آن حضور يافتم. [٧]
فرمان قرآن به موعظه فعّالان اقتصادى:
« «قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنْ اللَّهْوِ وَمِنْ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ»؛ بگو آنچه نزد خداست بهتر است از سرگرمى و تجارت. و خدا بهترين روزى دهندگان است». [٨]
حضرت امير عليه السلام هر روز از بازارهاى كوفه يكى پس از ديگرى مىگذشت و مردم را موعظه مىكرد و وظايفشان را به آنان خاطرنشان مىساخت.
بازاريان چون آن حضرت را مىديدند، دست از كار
[١]. لسان العرب، ريشه «سوع».
[٢]. كافى، ج ٥، ص ١٥٠، ح ١؛ من لايحضره الفقيه، ج ٣، ص ١٩٤، ح ٣٧٣١.
[٣]. تحرير الوسيله، ج ١، ص ٥٠٠.
[٤]. جمعه، آيه ١٠.
[٥]. تفسير القرآن الكريم، صدرالمتألهين، ص ٢٣٩.
[٦]. الاعتصام شاطبى، ج ١، ص ٢٧٢، به نقل از اسلام و تعليم وتربيت، دكتر سيد محمد باقر حجتى، ج ٢، ص ٤٠ و ٤١.
[٧]. رحلة ابن بطوطة، ج ٢، ص ٨٣ و ١١٠.
[٨]. جمعه، آيه ١١.