دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٨ - ٦ ناتوانى فكرى و بىخردى
چنين آدمى، محرومان جامعه را فراموش كرده و براى آنان در زندگى خويش حقّى قائل نيست.
٤. سوء مديريت و بى برنامگى
در بسيارى از موارد سوء مديريت و بىبرنامگى چه در زندگى فردى و چه در زندگى اجتماعى مايه بروز اسرافكارى است و اگر برنامه ريزى صحيح و حساب شده صورت پذيرد از وقوع اسرافكارىها پيشگيرى مىگردد.
در سخنانى از اميرمؤمنان على عليه السلام وارد شده است كه چهارچيز نشانه ضعف و عقبگردى است؛ يكى از آنها عبارت است از تبذير و ريخت و پاش. [١]
انسانِ بدون برنامه، گرفتار مصرفگرايى و اسراف مىشود و از پيامدهاى شوم آن كاهش پس اندازها و فقر و فلاكت در آينده است. از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم:
«فدَعِ الإسراف مقتصداً واذكر في اليوم غداً
؛ لازم است با ميانهروى در مصرف از اسراف دورى نمايى و امروز به ياد فردايت باشى (بخشى از درآمدهاى امروز را براى فردا پس انداز كنى)». [٢]
نيز آن حضرت فرمودند:
«حسن التدبير ينمي قليل المال وسوء التدبير يفني كثيره
؛ برنامهريزى صحيح، مال اندك را رشد مىدهد و برنامهريزى غلط مال بسيار را تباه مىسازد». [٣]
٥. تشخصطلبى و خودنمايى
در بسيارى از موارد، بروز اسراف جنبه فرهنگى دارد و فرهنگ كسانى كه بر اساس آموزههاى غلط بنا شده است باعث بروز اسراف در زندگى است و مسئله تشخصطلبى، خودنمايى، چشم و همچشمى يكى از آنها است. معمولًا چنين كسانى مىپندارند، اسراف و اداى مرفّهان را درآوردن، نوعى منزلت اجتماعى محسوب مىشود، ازاينرو در رفتارهاى مصرفى خود، بدون توجه به درآمدهاى واقعى و وضعيت اقتصادى خويش بر اساس عادات و رسوم طبقات مرفّه تصميمگيرى مىكنند و به انواع مخارج تجملاتى و لوكس و خريد كالاهايى غيرضرورى دست مىزنند كه به آن نيازى ندارند. در حديثى از امام سجاد عليه السلام درباره وجود حرص در انسانها مىخوانيم:
«... وذلك أنّ أكثر ما يطلب ابن آدم ما لا حاجة إليه
؛ و اين به آن دليل است كه بسيارى از نيازهاى مصرفى پندارى است و آدمى به آن نياز ندارد». [٤]
در حديثى مىخوانيم: از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پرسيده شد، چگونه مىشود آدمى خانهاى را براى خودنمايى بنا كند؟ آن حضرت در پاسخ فرمودند:
«يَبني فضلًا على ما يكفيه استطالةً منه على جيرانه ومباهاةً لإخوانه
؛ آنكه به منظور فخرفروشى بر همسايگان و برادران دينى، زياده از حدّ كفايت خويش خانه بسازد». [٥]
٦. ناتوانى فكرى و بىخردى
دقت در زندگى بعضى اسرافكاران نشان مىدهد
[١]. غررالحكم، ح ٨١٢٨.
[٢]. نهجالبلاغه، نامه ٢١.
[٣]. غررالحكم، ح ٨٠٨١.
[٤]. كافى، ج ٢، ص ١٣١، ح ١١.
[٥]. من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ١٢.