دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٣ - د مسكن و مركب مناسب
الصالح والمركب الصالح
؛ از سعادت انسان همسر شايسته و مسكن و مركب شايسته است». [١]
در حديث ديگرى آمده است:
«إنّ من سعادة المرء المسلم في الدنيا الجار الصالح والمنزل الواسع والمركب الهنييء
؛ از سعادت انسان مسلمان، مسكن وسيع و همسايه شايسته و مركب خوشايند و راحت است». [٢]
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم:
«مِن سعادة المرء دابّة يركبها في حوائجه
؛ وسيله نقليهاى كه انسان در تأمين نيازهاى خويش از آن استفاده كند از موجبات سعادتمندى است». [٣]
امام باقر عليه السلام مىفرمايد:
«من شقاء العيش ضيق المنزل
؛ از مشكلات زندگى، تنگى منزل است». [٤]
امام هفتم عليه السلام براى يكى از شيعيانش كه منزل او نيازمندىاش را كفاف نمىداد، خانهاى ساخت و فرمود: برو در آن ساكن شو، زيرا منزل فعلى براى تو تنگ است، او به امام عليه السلام عرض كرد: اين منزل را پدرم ساخته و مىخواهم در آن بمانم، هر چند ضيق باشد، امام عليه السلام فرمود:
«إن كان أبوك أحمق، ينبغي أن تكون مثله
؛ اگر پدرت كار احمقانهاى انجام داد، تو بايد مثل او عمل كنى؟!». [٥]
در خطبه ٢٠٩ نهجالبلاغه آمده است:
اميرمؤمنان در بصره جهت عيادت علاء بن زياد حارثى كه يكى از ياران آن حضرت بود به منزل وى رفت و چون خانه او را وسيع ديد، فرمود: با اين خانه وسيع در دنيا چه مىكنى و حال آنكه در آخرت به خانه گسترده، محتاجترى؟ سپس اضافه فرمود:
آرى اگر بخواهى به وسيله اين خانه به منزل وسيع آخرت برسى در اين خانه ميهمانى كن، صله رحم به جاى آور، و حقوقى را كه خداوند بر عهدهات گذاشته، در جاى خود پرداخت كن در اين صورت به سبب اين خانه به آخرت دست يافتهاى.
علاء عرضه داشت: «اى اميرمؤمنان از برادرم (عاصم بن زياد) به تو شكايت دارم» فرمود: چه شكايتى؟ عرضه داشت لباسى كهنه و پشمينه پوشيده و دل از دنيا بريده است، حضرت فرمود: او را نزد من حاضر كنيد. وقتى آمد، فرمود:
«يا عديّ نفسه لقد استهام بك الخبيث أما رحمت أهلك وولدك أترى اللَّه أحلّ لك الطيّبات وهو يكره أن تأخذها، أنت أهون على اللَّه من ذلك
؛ اى دشمنك جان خويش، شيطان پليد تو را به بيراهه كشيده، آيا به زن و فرزند خود رحم نمىكنى؟! گمان مىكنى خداوند چيزهاى پاكيزه را بر تو حلال كرده؛ ولى از اينكه از آنها بهرهمند شوى ناراضى است؟ تو نزد خداوند بىمقدارتر از آنى كه با تو اينگونه رفتار نمايد».
آنگاه كه عاصم در مقام دفاع از خود گفت: اى اميرمؤمنان تو خود با لباس خشن و غذاى ناگوار زندگى مىكنى! حضرت فرمود: واى بر تو، من همانند تو نيستم، زيرا خداوند بر پيشوايان عادل واجب فرموده كه خود را با مردم تهىدست برابر قرار
[١]. كنز العمال، ج ١١، ص ٩٨، ح ٣٠٧٧٧.
[٢]. همان، ح ٣٠٧٨٠.
[٣]. محاسن برقى، ج ٢، ص ٦٢٥؛ كافى، ج ٦، ص ٥٣٦، ح ٧.
[٤]. كافى، ج ٦، ص ٥٢٦، ح ٦، باب سعة المنزل.
[٥]. همان، ص ٥٢٥، ح ٢.