دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٥ - الف قضا و قدر (جبر و اختيار)
دلخواه خلفا تفسير مىكردند و آنچه مىخواستند بر سر اسلام و مسلمانان مىآوردند.
كفّار و بيگانگان از اسلام نيز، براى تضعيف مسلمانان و بهرهكشى از آنان از اين روش استفاده فراوان بردهاند.
خداوند در قرآن مىفرمايد: اى مسلمانان آيا شما طمع بستهايد كه اينها ايمان بياورند: «أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ» در حالى كه گروهى از آنان كلام خدا را شنيدند، ولى آن را تحريف كردند. تحريف آنان چنين نبود كه ناآگاهانه بد معنا كنند؛ بلكه آگاهانه تحريف مىكردند: «ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ» [١] آنها خوب مىفهميدند ولى براى گمراه كردن ديگران آن را از مسير اصلى خارج مىكردند: «يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَّوَاضِعِهِ». [٢]
تحريف مفاهيم دينى در طول تاريخ از ناحيه خود مسلمانان نيز، وجود داشته و دامنه آن به اشعار و مواعظ و نصايح نيز كشيده شده است. در صدر اسلام، عثمان بن مظعون كه مسلمانى معتقد و بىغرض بود، فكر مىكرد رفتار راهبانه در اسلام پذيرفته است، لذا كسب و كار خود را تعطيل كرد و لباسى همچون راهبان پوشيد و در گوشهاى مشغول عبادت شد؛ ولى با راهنمايى پيامبر صلى الله عليه و آله به اشتباهش پى برد. [٣] اينگونه تحريفها با انگيزههاى متفاوتى تاكنون نيز ادامه دارد.
در روزگار ما روشنفكران دينى نيز با تأثير از مكاتب مادى و غربى، در دين تأويلها و تفسيرهاى دلخواه خود را وارد مىكنند. البته دشمنان نيز بيكار نيستند و براى محو مذهب غالباً از تحريف استفاده مىكنند.
تحريف مفاهيم اسلامى:
پس از اين مقدمه اكنون بخشى از مفاهيم مقدس دينى كه از گزند تحريف مصون نمانده و تأثير عميقى در شيوع فقر در جوامع دينى گذاشته است، مورد بحث قرار مىگيرد:
الف. قضا و قدر (جبر و اختيار):
از قديمىترين مسائل كلامى و غامضترين آنها، بحث قضا و قدر است در اين مسئله، دو نظريه افراطى و تفريطى وجود دارد كه هر يك بر اساس استنباط از ظواهر برخى از آيات و روايات، پديد آمده و هر دو نظر خطاست. نظر اول مربوط به «قدريّه» يا «مفوّضه» است كه طرفدار آزادى و اختيار مطلق بشر هستند.
فرقه معتزله كه طرفدار اين مكتبند مىگويند، سرنوشت انسان به دست خودش سپرده شده و خداوند هيچگونه دخالتى در سرنوشت او ندارد:
«فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِنْ كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ» [٤] آنها از اينگونه آيات استفاده تفويض مطلق مىكنند.
نظريه دوم مربوط به «جبريون» است. آنان مىگويند: همه حوادث جهان، فقط با مشيّت خداوند رخ مىدهد. و اين حوادث پيشاپيش در كتابى ثبت
[١]. بقره، آيه ٧٥.
[٢]. نساء، آيه ٤٦.
[٣]. ر. ك: كافى، ج ٥، ص ٤٩٤، ح ١؛ مسند احمد، ج ٦، ص ٢٢٦.
[٤]. عنكبوت، آيه ٤٠.