دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦ - ١ قوام جامعه
گفتار اوّل: جايگاه مال و ثروت از منظر قرآن
١. قوام جامعه
دقت و ژرف انديشى در تعبيرات قرآن در مسائل اقتصادى نشان مىدهد كه در نگاه دين، اقتصاد از جايگاه ويژه و اولويت خاصى برخوردار است به گونهاى كه از برخى از آيات استفاده مىشود افراد و جوامع بشرى چنان متكى به توانمندى اقتصادىاند كه قوام و دوام امور فردى و اجتماعى آنها در گرو آن است.
در سوره نساء مىخوانيم: « «وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَاماً»؛ اموال خود را كه خداوند وسيله قوام زندگى شما قرار داده، به دست سفيهان نسپاريد». [١]
نكته قابل توجه در اين آيه آن است كه حتّى اگر مال، متعلق به شخص سفيه است، تا وقتى وى به رشد كامل نرسيده است حق جامعه ايجاب مىكند كه مال و ثروت را مستقيماً به دست او ندهند، چرا كه از ديدگاه اسلام، همه افراد جامعه به منزله اعضاى يك پيكرند، به گونهاى كه مصلحت و منفعت فرد نمىتواند از منافع ديگران جدا باشد. چنانكه زيان يك فرد نيز نمىتواند از زيان جامعه جدا باشد. [٢]
شايد به همين جهت به جاى آنكه ضمير غائب به كار رود كه «وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَهُمُ» ضمير مخاطب به كار رفته است: «وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ».
گرچه سياق اين آيه و آيات بعد درباره يتيمان است ولى از يك نظر مىتوان حكم كلىتر و عمومىترى از آن استفاده كرد و آن اينكه انسان نبايد در هيچ حال و در هيچ مورد، اموالى را كه تعلّق به عموم جامعه دارد بهدست افراد كم عقل كه رشد كافى و مديريّت لازم ندارند بسپارد (بهويژه با توجه به اينكه در آيه به «أَمْوَالَكُمُ» تعبير شده است نه «أَمْوَالَهُمُ» كه ضمير آن الزاماً به ايتام بازگردد).
گواه بر اين معنا رواياتى است كه در تفسير اين آيه، از امامان اهل بيت عليهم السلام به ما رسيده است. در روايتى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: شخصى به نام ابراهيم بن عبدالحميد از آن امام تفسير جمله «وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ» را پرسيد امام در پاسخ فرمود:
افراد شاربالخمر سفيهاند، اموالتان را به آنها نسپاريد. [٣]
در حديث ديگرى نيز آمده است كه شارب الخمر را به عنوان امين امور مالى انتخاب نكنيد. [٤]
در روايت ديگرى، سپردن اموال به افرادى كه به دليلى قابل اعتماد نيستند (و در روايت، سفيه ناميده شدهاند، نهى شده است) امام صادق عليه السلام فرمود:
منظور از سفهاء «مَن لاتثق به» است. [٥]
[١]. نساء، آيه ٥.
[٢]. ر. ك: الميزان، ج ٤، ص ١٧٠؛ تفسير نمونه، ج ٣، ص ٢٦٩-/ ٢٧٠؛ التفسير المنير، ج ٤، ص ٢٤٨؛ تفسير المنار، ذيل آيه، ج ٤، ص ٣٨٠. ايشان در تعليل سوم مىآورد: التكافل في الأمّة واعتبار مصلحة كلّ فرد من أفرادها عين مصلحة الآخرين.
[٣]. وسائل الشيعة، ج ١٣، ص ٤٣٤.
[٤]. كافى، ج ٥، ص ٢٩٩.
[٥]. وسائل الشيعة، ج ١٣، ص ٤٣٤.