دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٨ - ٧ شجاعت و دليرى
روزگار، نه فقط از اين جهت كه ارزش اخلاقى است، اهميت دارد، بلكه به آن دليل نيز مهم است كه از اركان توسعه اقتصادى است. اين نظريه تقريباً به حدّ اجماع رسيده است و كتابى را در زمينه توسعه اقتصادى نمىتوان يافت كه با عناوين گوناگون، همچون «به كارگيرى نيروها در زمينه آموزش و بهرهورى از منابع انسانى» به اين مسأله نپرداخته باشد». [١]
ولى توجه به اين نكته ضرورى است كه آموزشها زمانى مىتواند براى توسعه و پيشرفت اقتصادى مؤثّر باشد كه با نيازهاى جامعه هماهنگ گردد و گرنه ممكن است كشور در بخشهايى با تراكم متخصّص و آموزش ديده مواجه شود كه همين سبب بيكارى بسيارى از آنان گردد و در بخشهاى مورد نياز از كمبود متخصصان و كارآشنايان رنج برد.
اينجاست كه وظيفه بخشهاى آموزشى جهت اصلاح ساختار آموزش و دست كشيدن از ساختار سنّتى و روى آوردن به آموزشهاى به روز و متناسب با نيازها روشن مىشود.
٧. شجاعت و دليرى
اصلاحات اقتصادى و پيمودن راه رشد و توسعه و اجراى همه جانبه آن، نياز به شجاعت و قاطعيت دارد. نمىتوان سكان رشد و توسعه را به دست افراد زبون و ترسو سپرد.
اجراى با قدرت و قوّت برنامهها و ايستادگى در برابر عوامل بازدارنده، شرط اساسى اين راهبرد است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله در سفارش خود به على عليه السلام مىفرمايد:
«يا علىّ! لا تشاور جباناً فانّه يضيّق عليك المخرج
؛ اى على! (در كارهايت) با انسان ترسو مشورت مكن، چرا كه راه برون رفت از مشكلات را بر تو تنگ مىكند». [٢]
اگر برنامههاى توسعه، مشكلاتى را پديد آورد و يا سبب رنجش برخى از متنفّذان گردد، يا قدرتهاى فرامنطقهاى را به چالش بكشد و يا جوّى بر ضدّ برنامهريزان ايجاد كند، انسانهاى ترسو كنار مىكشند و جرأت ادامه كار تا حصول به نتيجه را ندارند.
اميرمؤمنان على عليه السلام در عهدنامه خود به مالك اشتر كه منشور كشوردارى و سازندگى است و در حقيقت آرم آن با جملات
«جباية خراجها ...
واستصلاح أهلها وعمارة بلادها»
منقوش است، مىفرمايد:
«ولاتدخلنّ في مشورتك ... جباناً يُضعفك عن الأمور
؛ در كارهايت با ترسو مشورت مكن كه تو را در اجراى برنامههايت سست مىكند». [٣]
در همين عهدنامه سفارش مىكند كه با دلاوران و شجاعان ارتباط برقرار نما:
«ثمّ الصق ... أهل النّجدة والشّجاعة»
، [٤] بنابراين شجاعت، از لوازم اجراى هر برنامه اصلاحى است كه از جمله آنها برنامه توسعه اقتصادى است.
[١]. سرمايهگذارى در نيروى انسانى و توسعه اقتصادى، محمود متوسلى، ص ٢٤٣.
[٢]. بحارالانوار، ج ٧٠، ص ٣٠٤، ح ٢١.
[٣]. نهجالبلاغه، نامه ٥٣.
[٤]. همان.