دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٧ - ٥ آگاهى و كاردانى برنامهريزان
كارها بدون انديشه و آگاهى بپرهيز». [١]
اين حديث، به روشنى فرمان مىدهد ورود در هر كار مهمّى كه از جمله آن توسعه اقتصادى است بايد با آگاهى و انديشه باشد و نمىتوان در اين عرصه بدون كارآزمودگى و آگاهى قدم گذاشت.
در منظر دين علم و آگاهى ريشه همه خيرات است:
«العلم أصل كلّ خير» [٢]
و عزت و سعادت دنيا و آخرت با آن حاصل مىشود:
«لطالب العلم عزّ الدنيا وفوز الآخرة». [٣]
شايد سفارشهاى اكيد پيامبر صلى الله عليه و آله بر علم آموزى حتى اگر در سرزمين چين باشد:
«اطلبوا العلم ولو بالصّين» [٤]
و با توجه به اين نكته كه چين سرزمين فراگيرى معارف دينى نبوده، بلكه مقصود دانش دنيوى است، اين سخن نشان از توجه به تمام علومى است كه در مسير توسعه است.
همچنين در تاريخ مىخوانيم: آن حضرت دستور اعزام دو نفر از مسلمانان را براى آموزش بعضى از سلاحهاى جديد براى تقويت ارتش اسلام صادر فرمودند. [٥]
در پرتو فراگيرى اين تعليمات بود كه مسلمانان به چنان رشد و توسعهاى رسيدند كه طىّ دو قرن پناهگاه دانشپژوهان غرب شدند، به گونهاى كه گروهى از آن ديار براى كسب دانش به كشورهاى اسلامى روى آوردند. [٦]
اميرمؤمنان على عليه السلام در بخشى از رهنمودهاى خود به مالك در ارتباط با پيشرفت كار و توسعه و سازندگى مىفرمايد:
«وأكثر مدارسة العلماء، ومناقشة الحكماء، في تثبيت ما صلح عليه أمر بلادك
؛ با دانشمندان و انديشمندان درباره امورى كه بدان وسيله وضع شهرهايت را اصلاح مىكند، زياد به گفتوگو بنشين». [٧]
در حقيقت مجالست و مشورت با صاحب نظران و انديشمندان براى اصلاح امور و پيشبرد اهداف سازندگى، زمينه درست انديشى و سپردن كارها به دست كارآزمودهها و نيروهاى شايسته است.
در مجموع مىتوان گفت: «از تجربه كشورهاى پيشرفته مىتوان به اين حقيقت پى برد كه جوامعى كه به كيفيت نيروى انسانى توجه كرده و افرادى شايسته، متخصّص و با مهارت تربيت نمودهاند، در جنبههاى مختلف به پيشرفت دست يافتهاند». [٨]
«در نظر اقتصاددانان، عامل آموزش در اين
[١]. مكارم الاخلاق، ص ٤٥٨.
[٢]. غررالحكم، ح ١٧.
[٣]. همان، ح ٩٠.
[٤]. بحارالانوار، ج ١، ص ١٧٧؛ كنز العمال، ج ١٠، ص ١٣٨، ح ٢٨٦٩٧.
[٥]. طبقات الكبرى، ج ١، ص ٣١٢. در اين كتاب آمده است: عروة بن مسعود و غيلان بن سلمة به منطقه «جرش» اعزام شدند تا ساخت منجنيق و دبّابات (نوعى ذره پوش ابتدايى كه به وسيله اشخاص حركت مىكرد) را فراگيرند و با همين ابزارها رسول خدا صلى الله عليه و آله به جنگ مشركان طائف رفت.
[٦]. تاريخ سياسى اسلام، ج ٢، ص ٢٧٨ (مطابق نقل: مبانى اقتصاد اسلامى، ص ٢٠٥).
[٧]. نهجالبلاغه، نامه ٥٣.
[٨]. سرمايه گذارى در نيروى انسانى و توسعه اقتصادى، محمود متوسلى، ص ٢٤.