دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٢ - ٤ مالكيّت چند گونه (مختلط)
مىداند كه دفع ظلم و فساد مىكند و از مصاديق آن فساد و ظلم اقتصادى است؛ مىفرمايد: اگر بنا باشد كه انسانها (به جهت بىتقوايى و بىايمانيشان در برابر خدا) مرتكب هر آنچه كه شهوت نفسانىشان اقتضا دارد بشوند بدون مراقبت و نظارت نسبت به يكديگر فساد، دامن همه خلق را مىگيرد، به ناموس و اموال مردم تجاوز مىشود و خونها مباح مىگردد و انسانها بدون هيچ حقّ و جرمى همديگر را به قتل مىرسانند:
«فاذا ... ارتكب كل انسان ما يشتهى ويهواه من غير مراقبة لأحدٍ كان فى ذلك فساد الخلق اجمعين ووُثوب بعضهم على بعض فغصبوا الفروج والاموال وأباحوا الدماء والنساء وقتل بعضهم بعضاً من غير حقّ وجرم»
. در پايان مىفرمايد: چنين چيزى خرابى دنيا، هلاكت خلق و فساد كشتزارها و نسل را در پى خواهد داشت:
«فيكون فى ذلك خراب الدنيا وهلاك الخلق وفساد الحرث والنسل». [١]
روشن است كه جملههاى «فغصبوا ... الاموال» و «فساد الحرث» در اين بيان نورانى جنبه مالى و اقتصادى مىفرمايد و هشدارى در فعاليتهاى اقتصادى به حساب مىآيد.
ب. دستگيرى از نيازمندان و ايجاد اشتغال براى بيكاران يا كسانى كه از شغل مناسبى برخوردار نيستند از طريق تشكيل كميتهها و مراكز امداد و تعاون و پرداخت واجبات مالى نظير زكات و خمس و صدقات مستحبّه.
قرآن كريم- علاوه بر آنچه به عنوان «تعاون بر برّ و تقوا» گذشت- آنجا كه فهرستى از مصاديق نيكى را ارائه مىدهد رسيدگى به محرومان جامعه را نيز به عنوان يكى از مصاديق ذكر مىكند و مىفرمايد:
«نيكى (و نيكوكار) كسى است كه ايمان به خدا و روز جزا داشته باشد ... مال خود را با همه علاقهاى كه به آن دارد به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه، و سائلان و بردگان انفاق كند ...:
«وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ... وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِى الرِّقَابِ». [٢]
اين تعبير در جايى ديگر در سوره «دهر» در وصف نيكوكاران نيز آمده است، آنجا كه مىفرمايد:
«نيكوكاران غذاى خود را با همه علاقهاى كه به آن دارند به مسكين و يتيم و اسير مىدهند» «إِنَّ الْأَبْرَارَ ... وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً». [٣]
١. در وصف برجستگان و نخبگانى كه اهل بهشتند و از آنها به «ابدال» تعبير شده، در تبيين رمز ورود آنها به بهشت مىخوانيم: رمز ورود آنها كثرت صلاة وصيام نيست، بلكه در درجه اول لطف و رحمت حضرت حق و در درجه بعد سخاوت، قلب سليم و رحمت و مهربانى آنها نسبت به جميع مسلمانان، است عن رسول اللَّه صلى الله عليه و آله:
«إن أبدال أمّتى لم
[١]. بحارالانوار، ج ٣، ص ١٠، ح ٢٣.
[٢]. بقره، آيه ١٧٧.
[٣]. دهر، آيه ٨.
[٤]. اين گزيده عمدتاً از وسائل الشيعه شيخ حر عاملى و كنز العمال متقى هندى است.