دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٤ - ٤ اسراف؛
بنمايد من ضمانت مىكنم كه فقير نشود». [١] على عليه السلام نيز فرمود:
«من صحب الإقتصاد دامت صحبة الغِنى له و جَبَر الاقتصادُ فقرَه و خَلَله
؛ هر كس زندگى او همراه با اقتصاد و ترك اسراف باشد، هميشه ثروتمند و بىنياز خواهد بود و اقتصاد و ميانهروى جبران فقر و نقص او را خواهد كرد». [٢]
همچنين در روايتى مىخوانيم:
«من اقتصد أغناه اللَّه و من بذّر أفقره اللَّه
؛ هر كس ميانهروى كند خداوند او را غنى مىسازد و هر كس ريخت و پاش نمايد، خداوند او را نيازمند مىسازد». [٣]
٥. عادت زشت تكدّى و سؤال؛
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«من فتح على نفسه بابَ مسألة فتح اللَّه عليه سبعين باباً من الفقر لا يسدّ أدناها شىء
؛ كسى كه عفاف را كنار گذارد و از مردم تقاضاى كمك كند، خداوند بر روى او هفتاد باب فقر را مىگشايد و هيچ چيز نمىتواند كمترين آنها را ببندد». [٤] در روايات از سؤال كردن و دست نياز به سوى مردم دراز نمودن، شديداً نهى [٥] و به اغنيا توصيه شده قبل از تقاضاى نيازمندان، به آنان كمك كنند، تا به اين كار خو نگيرند و ذلت سؤال در صورتهاى آنان ديده نشود. [٦] نيز يكى از بهترين سجاياى اخلاقى، روحيه استغنا شمرده شده است. [٧]
جمعبندى:
هرگاه امور حسابشدهاى كه به عنوان شرح عوامل فقر در بالا آمد، مورد بررسى دقيق قرار گيرد و براى پيشگيرى از هر يك راهى انتخاب شود و تدريجاً به صورت فرهنگ در آيد، به يقين جامعه اسلامى مىتواند تا حدّ زيادى از فقر رهايى يابد.
فقرى كه او را وابسته به بيگانه مىكند و اين وابستگى اقتصادى، وابستگى سياسى و فرهنگى را در پى دارد كه افكار، آداب و رسوم نادرست آنها به جوامع اسلامى نفوذ مىكند. بسيار جاى تأسف است كه دانشمندان اسلام كمتر در نشر اين تعليمات مىكوشند و كمتر بر آن تأكيد مىورزند در حالىكه در عصر ما از اوجب واجبات محسوب مىشود و دورماندن از آن ضايعات غير قابل جبرانى براى جوامع اسلامى دارد.
گفتار سوم: نكوهش شديد فقر در فرهنگ اسلامى
در روايات اسلامى از فقر و غنا با تعبيرهاى مختلف و برداشتهاى متفاوتى ياد شده، به گونهاى كه انسان ابتدا دچار ترديد مىشود كه نظر اسلام درباره فقر چيست؟ آيا عارضه فقر، پسنديده
[١]. كافى، ج ٤، ص ٥٣، ح ٦. در كنز العمال (ج ٣، ص ٤٩) آمدهاست: «ما عال من اقتصد؛ تنگدست نشد آنكه ميانهروى پيشه كرد».
[٢]. مستدرك الوسائل، ج ١٣، ص ٥٤.
[٣]. كنز العمال، ج ٣، ص ٥٠، ح ٥٤٣٧.
[٤]. وسائل الشيعه، ج ٦، ص ٣٠٦، ابواب الصدقة، باب ٣١، ح ٨. دركنز العمال (ج ٦، ص ٥٠٦) آمده است: «لا يفتح عبد باب مسألة إلّافتح اللَّه عليه باب فقر».
[٥]. وسائل الشيعه، ج ٦، ص ٣٠٥-/ ٣٠٧.
[٦]. بحارالانوار، ج ٧٥، ص ١١٣؛ صحيفه سجاديه، دعاء ٢٦.
[٧]. ر. ك: كافى، ج ٢، ص ١٤٨ و ١٤٩؛ كنز العمال، ج ٣، ص ٤٠٣.