دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩١ - گفتار چهارم نقش زهد اسلامى در شكوفايى اقتصادى
جمعبندى:
از دقّت در انگيزههايى كه در اين فصل بدان پرداخته شد، استفاده مىشود كه:
١. در نگرش اسلامى، مؤمن بايد كار كند و تلاش را عبادت و خدمتى به خلق خدا بداند، خواه بخواهد از محصول تلاش خود زاهدانه بهرهمند شود و يا به طور گسترده (در حدّ معقول) از آن استفاده كند.
٢. بايد از هرگونه بطالت و تنآسايى كه شديداً مورد نهى و نكوهش اسلام است، بپرهيزد.
٣. دنياگريزى و سرانجام روى آوردن به «ترهّب» و زندگى به شكل صوفيانه نيز در اسلام مذموم است.
٤. انفاق و جهاد مالى و گرهگشايى و حل دشوارىهاى مردم كه گاه با رويكرد مالى انجام مىپذيرد، اهميّت خاصى در پيشگاه خدا دارد و طبيعى است كه روى آوردن به آن، هر مسلمانى را وادار مىكند تا توانمندىهاى مالى خود را تقويت كند و در ابعاد كلان- در صورت امكان- توانمندى كشور اسلامى را قوت بخشد.
٥. با توجه به اينكه در سايه كار و تلاش، وضعيت معيشتى و مالى مسلمان تلاشگر، رونق مىيابد و چنين رونقى ممكن است زمينه گرايش افراطى به دنيا و دنيازدگى را فراهم كند، ضرورت روى آوردن به زهد اسلامى به معناى صحيح كلمه، روشن مىشود.
زيرا زهد واقعى كه «عدم تعلق و وابستگى قلبى به زرق و برق دنيا و تمتّعات مادى» است مىتواند به سرمايهها و امكانات به دست آمده از كار و تلاش، جهت درست بدهد و انسان تلاشگر و به تمكّن مالى رسيده را از بيمارى «دنيازدگى» نجات بخشد و انگيزههاى استفاده بهينه از ثروت در مسيرى انسانى و خداپسندانه را در او زنده كند.
پر واضح است كه زهد واقعى، نسبت به چنين كسانى ظهور و بروز دارد و «بازدارندگى زهد اسلامى» در ارتباط با چنين انسانهاى متمكنى تجلّى مىيابد.
گفتار چهارم: نقش زهد اسلامى در شكوفايى اقتصادى
زهد به معناى صحيح كلمه نه تنها منافاتى با پرداختن به فعاليتهاى اقتصادى در سطح فرد و جامعه ندارد، بلكه به عكس مىتواند سرچشمه تأثيرهاى مثبتى در شكوفاشدن اقتصاد گردد، زيرا از يك سو تأكيد اسلام بر زهدمدارى و زهدورزى، از فعاليتهاى ناسالم اقتصادى كه سبب عقبماندگى جامعه مىشود، جلوگيرى مىكند و از سوى ديگر در عرصه كار و تلاش، وجدان كارى را در بهترين شكل ممكن آن وارد صحنه اقتصاد مىسازد. در نتيجه محصول كار در چنين محيطى در نوع خود مرغوبترين و بهترين وضعيت را خواهد داشت.
توضيح اينكه، زاهد اسلامى با الهام از آيه شريفه