دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٠ - پيوند بازار با دو مسجد جامع و جمعه و ٢٢ مدرسه و مسجد
«روزى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با اصحاب نشسته بودند، تاجرى بر ايشان بگذشت كه روانه باز كردن دكان بود. صحابه گفتند: دريغا اگر اين سحرخيزى در راه دين بودى. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: چنين مگوييد كه اگر از براى آن مىرود تا خود يا خانوادهاش را از مردم بى نياز گرداند در راه خداى تعالى است». [١]
پيوند بازار با دو مسجد جامع و جمعه و ٢٢ مدرسه و مسجد:
در شهر اصفهان دو مسجد بزرگ جمعه و جامع در دو سوى بازار و بيش از ٢٢ مدرسه علميه و مسجد در طول بازار و ايوان بزرگ نظام الملك در مدخل بازار (محل برگزارى نماز جمعه) بازار اصفهان را تبديل به بازار اسلامى كرده است [٢] و فرموده پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را تحقق بخشيده كه «بازار مسلمانها مانند مسجد و مصلّاى آنهاست» [٣] و بهراستى وقتى انسان وارد چنين بازارى مىشود احساس مىكند كه وارد مسجد شده است.
روژه گارودى فيلسوف مسلمان فرانسوى و نويسنده كتاب «مسجد، آيينه اسلام» [٤] مىگويد:
«مسجد، به معناى محلى است كه در آن سجده مىكنند و هر مكانى مىتواند پذيرنده اين سجده باشد. با اين وجود، اسلام يك دين فردى نيست و مسجد در اسلام نماد امّت است. در دوره عظمت اسلام تمام زندگى شهر در مسجد جريان داشت. و در آنجا قراردادهاى تجارى بسته مىشد، در آنجا تصميمات عام المنفعهاى از قبيل امضاء كردن صلح نامه، يا رفتن به جنگ گرفته مىشد، زيرا اسلام تمايزى ميان مقدّس (ercas) و نامقدّس (enaforp) نمىشناسد. (در حقيقت هر كار مثبتى در اسلام مقدس است). اجراى شريعت بيش از هر چيز به معنى اين بوده است كه انسان، بيست و چهار ساعت شبانه روز را در محضر خداوند به سر مىبرد، هر عملى در زير نگاه او انجام مىشود؛ بنابراين هر عملى يك بُعد قدسى (elarcas) دارد و نماز درنگى است در تسلسل لحظات گوناگون؛ درنگى كه به ساير لحظات معنى مىدهد. نماز دور آنچه هست را مىشكافد و به من اجازه مىدهد تا خويش را درك كنم و معناى تمام اعمالم را دريابم. با اين وجود، نماز از بقيه اعمال من جدا نيست.
انحطاط مسلمانان امروز درست از اينجا ناشى مىشود كه نمازگزاردن را چيزى جداى از بقيه زندگى مىدانند. اين دگرگونى نتيجه بخشى از يك انحراف از جهت و معناى اوليه اسلام بر اثر رسوخ انديشه ثنوى يونانى مقدّس/ نامقدّس است. مسجد در اين صورت از نقش جامع خود باز مىايستد و ديگر جز نقشى روحانى را ايفا نمىكند. اسلام از بُعد امّتى (eriatuanummoc) خود گسسته مىشود و به دينى عبادت گرا (citsilauriR) تبديل مىشود.
[١]. المحجة البيضاء، فيض كاشانى، ج ٣، ص ١٤٠.
[٢]. ابن عساكر نيز در تاريخ دمشق (ج ٢، ص ٢٩٠) در باب «ذكرمعرفة مساجد البلد» به دهها مسجد كه در بازارهاى دمشق واقع شده بودند، اشاره مىكند.
[٣]. كافى، ج ٥، ص ١٥٥، ح ١.
[٤]. المسجد مرآة الاسلام (خ،).