دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥ - فصل دوم اهميت و توانمندى مالى از منظر اسلام
اهميت و توانمندى مالى از منظر اسلام
مقدّمه:
در اسلام، انبوهى از احكام اقتصادى وجود دارد كه ناظر به دقيقترين و ظريفترين رفتارهاى اقتصادى بشر است. احكامى كه اگر تا ديروز اهميت آن براى مردم شناخته شده نبود، امروز با توجه به ناكامىها و شكست نظامهاى اقتصادى شرق و غرب در عرصههاى بين المللى، اهميت آن بيشتر آشكار شده است.
بىترديد استقلال، ثبات سياسى، نفوذ در مجامع جهانى، اقتدار ملى و ميزان تسلط و امنيت هر جامعه به قدرت و كارآيى اقتصاد و توانمندى مالى آن بستگى دارد.
از سوى ديگر، اقتصاد بيمار و وابسته، در هر جامعهاى، زمينه ساز تزلزل ارزشهاى اخلاقى، حاكميت فساد و فحشا، ازدياد بزهكارى و آلودگىهاى اجتماعى است. عقب ماندگى اقتصادى در هر جامعه، موجب عقبماندگى در حوزههاى سياسى، فرهنگى و نظامى است و وابستگى به بيگانگان را بر جامعه تحميل مىكند.
از سوى سوم گاهى مسائل كلان اقتصادى چنان از اهميت و حساسيت بالايى برخوردار است كه يك تصميم بجا و معقول مىتواند جامعه را به اوج عظمت و اعتلا برساند و در برابر گاهى تصميمى نابجا و نسنجيده، شكست اقتصادى آن جامعه را به دنبال دارد.
اين ويژگىهاى انكارناپذير است كه جايگاه «مسائل اقتصادى» را در هر دين و آيينى ممتاز ساخته است.
نوشتار پيش رو به دنبال تبيين جايگاه اقتصاد و ارزش مال و ثروت در اسلام و اهميت آن در پيشرفت جوامع بشرى، در سه گفتار تنظيم و ارائه مىگردد:
گفتار اول: جايگاه مال و ثروت از منظر قرآن
گفتار دوم: جايگاه مال و ثروت از منظر روايات اسلامى
گفتار سوم: وسيله يا هدف؟