دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٤ - سه عفو در مسأله قصاص
همچنين در جاى ديگر پس از بيان حكم قصاص براى صرف نظر كردن از آن به تحريك عواطف مىپردازد و مىفرمايد: « «فَمَنْ عُفِىَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَىْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ»؛ پس اگر كسى از سوى برادر (دينى) خود، چيزى به او بخشيده شود (و حكم قصاص او، تبديل به خونبها گردد) بايد از راه پسنديده پيروى كند (و صاحب خون، وضع مالى پرداخت كننده ديه را در نظر بگيرد؛) و او (قاتل) نيز، به نيكى ديه را (به ولىّ مقتول) بپردازد». [١]
در اين آيه به گذشت از قصاص و پذيرش ديه توصيه مىشود؛ بدين معنا كه صاحب خون از نظر قانونى حق دارد قصاص كند؛ ولى توصيه به عفو از برادر دينى و اكتفا به خونبها، در واقع سفارش به عفو و گذشت است.
جالب اينكه قرآن در اينجا قاتل را به عنوان برادر ارباب دم، معرفى كرده، يعنى حتّى اينگونه جنايات مهمّ نبايد پيوند برادرى را در ميان مسلمانان از ميان ببرد؛ پيوندى كه مىتواند عامل عفو و گذشت و بازگشت قاتل به راه راست شود.
٥. پيوند خصوص احكام اقتصادى اسلام با اعتقادات
همانگونه كه گذشت عمل به همه احكام و قوانين اسلام ريشه در اعتقادات دارد و قرآن دستوراتش را در پارهاى از موارد با اعتقادات پيوند مىزند. در خصوص احكام اقتصادى نيز همراه با وضع قوانين، توجّه به مسائل اعتقادى مطرح شده كه به چند نمونه از آن اشاره مىشود:
يك. اصل خدامالكى
در پارهاى از موارد، قرآن كريم در دستورات اقتصادى خود، به مكلّفان توجه مىدهد كه همه اين اموال متعلّق به خداست. در واقع پذيرش اين اصل و اعتقاد به اين مسأله، انسان را براى پذيرش دستورات الهى آمادهتر مىكند:
الف. براى ترغيب به انفاق مىفرمايد: « «وَأَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ»؛ و از آنچه شما را جانشين و نماينده (خود) در آن قرار داده انفاق كنيد». [٢]
ب. به طور مكرّر در قرآن كريم تعبير به «رزقناكم» و «رزقناهم» و مانند آن آمده است و با اين تعبير توصيه به انفاق مىكند كه در واقع به انسان مىفهماند آنچه از اموال و سرمايه در نزد توست، ما به تو عطا كرديم؛ مثلًا در وصف متقيان مىفرمايد:
«وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ»؛ [٣] و در جاى ديگر: «وَأَنْفِقُوا مِنْ مَّا رَزَقْنَاكُمْ ...». [٤]
[١]. بقره، آيه ١٧٨.
[٢]. حديد، آيه ٧.
[٣]. بقره، آيه ٣.
[٤]. منافقون، آيه ١٠.