دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٠ - الف اسراف
كمبود مقررات شرعى در باب كنترل و هدايت مصرف، نيست، بلكه اجرا نشدن اين احكام توسط توده مردم است كه ضايعات جبرانناپذيرى را بر اقتصاد جامعه اسلامى تحميل مىكند.
گستره مصارف حرام و مكروه از نگاه اسلام، و تقديم بعضى از مراتب مصرف بر بعضى ديگر در رسالههاى عمليه و نيز كتب اخلاقى و حديثى آمده است و نيازى به بيان ندارد.
در اينجا به ذكر چند نمونه از مصاديق بارز و متداول اجتماعى اينگونه از مصارف، بسنده مىشود:
الف. اسراف
در اينجا سخن از تحريم اسراف يا بيان مفهوم و مصداق آن نيست [١]، بلكه صِرفاً سخن از چند نمونه از اسرافهاى شايع اجتماعى است كه در ميان توده مردم، چيزى به حساب نمىآيد.
مىدانيم از نگاه دين، حتّى دور ريختن ته مانده آب ليوان، از مصاديق اسراف است. امام صادق عليه السلام براى ارائه اهميت مبارزه با اسراف از هر شكل و هر صورت يكى از مصاديق را همين مىشمارد:
«السرف في ثلاث ... وإهراقك فضلة الماء». [٢]
اين در حالى است كه در جامعه اسلامى، آب لوله كشى منازل كه گاهى براى انتقال آن از فرسنگها راه، هزينههاى سنگينى بر بيتالمال تحميل مىكند و براى استخراج، نگهدارى، تصفيه و انتقال آنها به خانهها ميلياردها صرف مىگردد، به راحتى به صورتهاى مختلف هدر مىرود واز آن طرف در نقاط ديگر، آبادىهاى فراوانى در مضيقه بىآبى و خشكسالى با انواع مشكلات دست و پنجه نرم مىكنند. تمام اينها از نظر اسلام غير مشروع است.
يا اينكه مىبينيم مقادير زيادى مواد غذايى در سطلهاى زباله ريخته مىشود، در حالى كه ميليونها نفر در دنيا از گرسنگى رنج مىبرند و نظير آن در مورد مصرف ديده مىشود.
در حالى كه مىدانيم از نگاه دين، دورانداختن يك هسته خرما كه مىتواند در جايى مورد استفاده قرار گيرد، از مصاديق اسراف است. امام صادق عليه السلام در حديث پيش گفته، آن را از ديگر مصاديق اسراف شمرده است:
«وإلقاءك النوى يميناً وشمالًا»
. [٣] و داستان مصرفهاى بىرويه در استفاده از انواع انرژىها داستانى است كه همه از آن با خبريم.
به عنوان مصداق ديگر مىتوان از دور ريختن روزانه مقادير زيادى لوازم و اسباب قابل بازيافت نام برد كه در صورت برنامهريزى و مديريت صحيح و سرمايهگذارى در اين بخش مىتوان از هدر دادن اين سرمايههاى هنگفت پيشگيرى كرد.
ناگفته پيداست كه اين نوع بىمبالاتىها در مصرف، كه در زندگى امروز كم نيست، ضربه شديدى بر رشد اقتصادى جامعه وارد مىسازد.
[١]. ر. ك: مبحث «پرهيز از هرگونه اسراف» در همين كتاب.
[٢]. خصال، ص ٩٣، ح ٣٧؛ بحارالانوار، ج ٧٢، ص ٣٠٤.
[٣]. بحارالانوار، ج ٧٢، ص ٣٠٤.