دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٥ - ٤ مالكيّت چند گونه (مختلط)
تداوم نعمت الهى بخشى از هزينه زندگى نيازمندان را بپردازد.
از جمله از روايات اين باب صحيح ابان بن تغلب است كه از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه به يكى از يارانش به نام حسين صحّاف فرمود: اى حسين! خداوند نعمتهايش را بر بندهاى از بندگانش آشكار نمىكند مگر اينكه هزينه زندگى مردم را نيز بر او آشكار مىسازد پس اگر تحمّل كرد و قيام به رفع مشكل مردم نمود خداوند نعمتهايش را زياد مىكند وگرنه خداى عزوجلّ آن نعمت را از او سلب مىنمايد
(قال ابوعبداللَّه عليه السلام للحسين الصحّاف: يا حسين ما ظاهر اللَّه على عبدالنعم حتى ظاهر عليه مؤنة الناس فمن صبر لهم وقام بشأنهم زاده اللَّه فى نعمه عليه عندهم ومن لم يصبر لهم ولم يقم بشأنهم أزال اللَّه عزوجل عنه تلك النعمة). [١]
٩. باب «استحباب اطعام الطعام» نيز از ابواب مربوط به هميارى و مشاركت است و بر روايات فراوانى مشتمل مىباشد نظير روايت امام باقر عليه السلام از رسول گرامى صلى الله عليه و آله كه فرمود: رزق و روزى به كسى كه گرسنگان را سير مىكند سريعتر مىرسد از رسيدن چاقو به سنام» [٢] (كوهان شتر كه از چربى تشكيل شده است).
از طرق اهل سنت نيز از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود: «كفّاره گناهان عبارت است از اطعام طعام و افشاى سلام و نماز شب هنگامى كه مردم در خوابند»؛
(الكفارات اطعام الطعام وافشاء السلام والصلاة بالليل والناس نيام). [٣]
١٠. از بابهاى بسيار مهم باب «وجوب اهتمام به امور مسلمانان» و باب «استحباب قضاء حاجة المؤمن» است كه از تعبيرات مؤكّدى چون حديث معروف «من اصبح ولايهتمّ بأمور المسلمين فليس مسلم» [٤] و مانند آن برخوردار است و در روايات معتبره اهلبيت [٥] و بعضى از روايات اهل سنت وارد شده است.
قابل توجه اينكه حتى در اينگونه روايات اصل اهتمام و توجه قلبى و در تب و تاب بودن براى نيازمندىهاى مسلمانان ستوده شده است، لذا در روايت چهارم اين باب مىخوانيم: «مؤمنى كه توان رفع حاجتى را كه به وى عرضه شده ندارد، ليكن قلباً نگران و خواهان رفع حاجت است، خداوند تبارك و تعالى او را به جهت همين توجه قلبى وارد بهشت مىسازد»؛
(ان المؤمن لتردّ عليه الحاجة لأخيه فلا تكون عنده فيهتمّ بها قلبه فيدخله اللَّه تبارك وتعالى بهمّه الجنة). [٦]
١١. از جمله بابهاى معروف، باب «استحباب ملاطفت و مهربانى نسبت به ضعيف واصلاح طريق و مأوا دادن به يتيم و مداراى با زيردستان» است؛ در وصيت رسول گرامى صلى الله عليه و آله به اميرمؤمنان على عليه السلام
[١]. وسائل الشيعه، ج ١٦، ص ٣٢٤، باب ١٤، ح ٣.
[٢]. همان، ص ٣٣١، باب ١٦، ح ٨.
[٣]. مستدرك حاكم، ج ٤، ص ١٢٩.
[٤]. وسائل الشيعه، ج ١٦، ص ٣٣٦، باب ١٨، ح ٢ و شعب الايمانبيهقى، ج ٧، ص ٣٦١.
[٥]. اين روايت در دو باب ١٨ و ٢٥ وسائل وارد شده است؛ در باب ١٨، چهار روايت و در باب ٢٥، پانزده روايت نقل گرديده است.
[٦]. وسائل الشيعه، ج ١٦، ص ٣٣٦، باب ١٨، ح ٤.