دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٠ - ١ گسترش فقر
رضاى خردمندان و عُقَلاء نبوده، بلكه پيوسته مورد اعتراض وانتقاد آنهاست، لذا صاحب نظرانى چون علامه نراقى رحمه الله درباره تحريم اسراف به مسئله «اجماع خردمندان» تمسك جستهاند. [١] بر اين اساس ممنوعيت اسراف در شريعت اسلام در واقع تأييدى بر حكم عقل و سيره عقلا است و مىتوان گفت اسراف به ادله اربعه حرام و ممنوع است، از اين رو بسيارى از فقهاى فريقين سخن از حرمت آن به ميان آوردهاند كه حكايت از اجماع و اتفاق فقها مىكند. ابن ادريس حلى مىگويد:
«الإسراف فعله محرّم بغير خلاف». [٢]
«و هي كما تقدّم خطابات عامّة لا تختصّ بشرع دون شرع و لا بصنف من أصناف الناس دون صنف ...
؛ اين آيه كه در قرآن مجيد آمده: «خدا اسرافگران را دوست ندارد»، مختص آيين خاصى نيست، چنانكه به دسته خاصى از انسانها نيز اختصاص ندارد». [٤]
البته نمىتوان انكار كرد كه اسراف و تبذير مراتبى دارد و همه مراتب آن از حيث «اصل حرمت» يكسان اند با اين تفاوت كه برخى از مراتبِ شديد آن از «گناهان كبيره» و بعضى از مراتب خفيف آن از «گناهان صغيره» محسوب مىشود، بنابراين همه مراتب آن را اعم از كبيره و صغيره بايد از موارد عصيان الهى دانست.
گفتار سوم: پيامدهاى اسراف و تبذير در زندگى انسانها
آثار خطرناك و پيامدهاى ناگوار اسراف از نظر فردى و اجتماعى، مادى و معنوى بسيار وسيع است كه به چند نمونه اشاره مىشود:
١. گسترش فقر
مىدانيم منابع جهان محدود است و اگر گروهى از طريق اسراف، منابع كثيرى را بر باد دهند، نتيجه آن به يقين فقر گروهى ديگر است.
آمارها نشان مىدهد كه ميليونها نفر در دنيا زير خط فقر زندگى مىكنند و هر سال ميليونها نفر از گرسنگى جانشان را از دست مىدهند، اين در حالى است كه در مناطقى از دنيا مواد غذايى فراوانى در زبالهدانها ريخته مىشود و از آن بدتر گاه مقادير بسيار زيادى از آنها براى كنترل بازار و بالا نگه داشتن قيمتها به دريا ريخته مىشود، حال آنكه ما در زمانى زندگى مىكنيم كه ابزارهاى ماشينى، قدرت توليد را به مقدار زيادى بالا برده و انسان امروز مىتواند تمام نيازهاى خود را تأمين كند.
هر از چند گاه در رسانههاى خبرى، اخبار
[١]. ر. ك: عوائد الايام، ص ٦١٦ به بعد.
[٢]. سرائر، ج ١، ص ٤٤٠.
[٣]. اعراف، آيه ٣١.
[٤]. الميزان، ج ٨، ص ٧٩.