دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٧ - نظرات دانشمندان اهل سنت
٢. در بسيارى از منابع اسلامى در شرح حال ابوذر- صحابى جليل القدر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله- مىخوانيم كه آيه كنز را در هر صبح و شام در برابر معاويه مىخواند و با صداى بلند در كوى و برزن فرياد مىزد: «بشّر أهل الكنوز بكيّ في الجباه وكيّ بالجنوب وكيّ بالظهور أبداً حتّى يتردّد الحرّ في أجوافهم؛ به گنجاندوزان بشارت ده كه با اين اموال (سكّهها) هم پيشانى آنها، و هم پهلوها و پشتهايشان را داغ مىكنند تا آنجا كه سوزش آن در درون وجودشان احساس شود». [١]
علامه طباطبايى پس از نقل بعضى از روايات كنز مىنويسد: چيزى كه در كلمات ابوذر در خطاب به معاويه و عثمان آمده است، دلالت بر اين دارد كه برداشت وى از آيه كنز اين بوده است كه پرداخت زكات نمىتواند مجوّز «كنز» باشد. [٢]
قولى كه علامه طباطبايى نيز آن را اختيار كرده است.
نظرات دانشمندان اهل سنت:
«نَوَوى» از ائمه مذاهب اربعه و جمهور علماى اهل سنت نقل مىكند كه آنها متّفقاً مىگويند:
«كنز به مالى گفته مىشود كه زكات آن پرداخت نشده باشد؛ خواه به صورت دفينه باشد يا نباشد. در مقابل مالى كه زكاتش پرداخت شده باشد كنز محسوب نمىشود؛ هر چند مدفون در زمين شده باشد». [٣]
سپس مىافزايد: ابن جرير طبرى نيز، پس از ترجيح اين قول مىگويد: «كتاب و سنت و اقوال صحابه بر همين رأى گواهى مىدهد». [٤]
«شوكانى» نيز ضمن تأييد نظر فوق مىنويسد:
«بيشتر علماى اسلام معتقدند هر مالى كه زكاتش پرداخت شده باشد «كنز» نيست؛ ولى اگر زكاتش پرداخت نشود «كنز» محسوب مىگردد». [٥]
چنانكه ملاحظه مىشود اين گروه از دانشمندان اهل سنّت، معيار در صدق كنز را عدم پرداخت زكات مىدانند نه دفن در زير زمين و خارج ساختن از چرخه توليد.
ابن حجر عسقلانى در فتح البارى نيز با نسبت دادن اين قول به بخارى مىنويسد: «مالى كه مشمول وجوب زكات نباشد (يعنى كمتر از مقدار نصاب باشد) كنز ناميده نمىشود. معناى اين سخن آن است كه هر مالى كه زكات آن پرداخت شده باشد نبايد «كنز» محسوب گردد». [٦]
اين گروه از فقهاى اهل سنت در بيان وجه جمع بين آن دو گروه از روايات مختلف، مىگويند:
گروه نخست مربوط به شرايط عادى است كه جامعه در وضعيت مطلوبى به سر برده، مشكلى آن را تهديد نمىكند و مردم از زندگانى عادى بهرهمندند.
در آن صورت پرداختن زكات كافى است و باقيمانده
[١]. نورالثقلين، ج ٢، ص ٢١٤.
[٢]. الميزان، ج ٩، ص ٢٥٩.
[٣]. المجموع، ج ٦، ص ١٢.
[٤]. همان.
[٥]. نيل الاوطار، ج ٤، ص ١٧٣.
[٦]. فتح البارى، ج ٢، ص ٢١٥، باب ما أدّى زكاته فليس بكنز.