دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٨ - نظرات دانشمندان اهل سنت
«كنز» محسوب نمىشود.
ولى گروه دوم از روايات، مربوط به مواقع حساس و شرايط فوق العادهاى است كه پرداختن زكات، به تنهايى نمىتواند مجوز كنز باشد. بلكه در چنين شرايطى بايد با تمام وجود در ميدان حاضر شد و اموال خود را در مسير حفظ منافع و حلّ مشكلات جامعه بهكار گرفت.
داستان ابوذر نيز به همين وضعيت ناگوار اقتصادى ناظر است. [١]
نظرات دانشمندان اهلبيت عليهم السلام:
گرچه برخى از بزرگان اين طائفه، همگام با علماى اهل سنت آيه كنز را ناظر به تحريم منع از زكات دانستهاند و آن را به معناى «ما لم تُؤدّ زكاته» تفسير كردهاند [٢]؛ ولى بسيارى از آنان قول دوم را ترجيح دادهاند و «كنز» را به معنىِ «راكد گذاشتن مطلق مال» گرفتهاند و گروه دوم از روايات را ترجيح دادهاند. [٣]
از جمله از كلمات علامه طباطبايى در تفسير الميزان استفاده مىشود كه وى همين قول را اختيار كرده است.
نامبرده پس از آنكه گنجينهسازى نقدين را به معنى بىاثر كردن نقش آنها در معاملات و تجارتها معرفى مىكند، مىنويسد: «بنابراين نهى آيه شريفه كنز، نهى از داشتن پول نيست، بلكه نهى از حبس پول است. چون اسلام مالكيّت اشخاص را محدود نكرده است و حتى اگر كسى چندين برابر آن دفينه، ثروت داشته باشد ولى آن را محبوس نسازد، بلكه در جريان بيندازد، از نگاه دين امر ناپسندى نيست».
وى مىنويسد: «منظور از انفاق در آيه كنز، تنها دادن زكات نيست، بلكه معناى گستردهترى دارد كه هم زكات و هم انفاقات ديگر را شامل مىشود».
سپس در بيانى ديگر مىنويسد:
«سفارشهاى اكيد اسلام بر انفاقهاى مستحبى و حتى مباح، آنقدر فراوان و گسترده است كه نمىتوان با حبس پول، مصالح انفاق را در مواردش ناديده گرفت، بلكه اگر با محبوس ساختن پول، زمينه انفاقات مستحبى به كلى از ميان برود از بدترين گناهان است؛
إنّ التسبّب إلى إبطال المندوبات من رأس والاحتيال لرفع موضوعها من أشدّ الجرم والمعصية». [٤]
نويسنده تفسير مجمع البيان علّامه طبرسى نيز ضمن تقويت همين قول مىنويسد:
[١]. «قرطبى» در تفسيرش پس از نقل قول طرفين در توجيه قول ابىذر كه كنز را مطلق گرفته است، مىنويسد: «ويحتمل أن يكون محمل ما رُوي عن أبيذرّ في هذا، ما رُوي أنّ الآية نزلت في وقت شدّة الحاجة وضعف المهاجرين وقصر يد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله عن كفايتهم ولم يكن في بيت المال مايسعهم وكانت السنون الجوائج هاجمة عليهم، فنهوا عن إمساك شىء من المال إلّاعلى قدر الحاجة ولايجوز ادّخار الذهب والفضّة في مثل ذلك الوقت. (تفسير قرطبى، ج ٨، ص ١٢٥).
[٢]. از جمله علامه خويى در (كتاب الطهارة، ج ٤، ص ٣٢٣) پس ازنقل آيه كنز مىنويسد: فهو ناظر إلى تحريم منع الزكاة. در تفسير نمونه، نيز همين قول با شرايط و قيودى تقويت شده است.
[٣]. مانند محقق اردبيلى در زبدة البيان، ص ١٨٠، و علامه طباطبايى در الميزان، ج ٩، ص ٢٦٠-/ ٢٦٤ و نيز شيخ طبرسى در مجمع البيان.
[٤]. الميزان، ج ٩، ص ٢٦٣.