دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٠ - الف منابع طبيعى
و مواد ارزشمند موجود در آن، تأمل كند، موادى همچون گچ، آهك، سنگ گچ، زرنيخ، مردار سنگ، مس، سرب، نقره، طلا، ياقوت، زمرد، انواع سنگهاى معدنى، قير، نفت و ... كه سرشار از منافع و فوايدند و در طبيعت يافت مىشوند، آنگاه مىافزايد: آيا كسى شك دارد كه اينها براى بشر در دل زمين ذخيره شده است، تا آنها را به مرور استخراج كنند و هر نسلى به مقدار نياز خود از آن بردارد:
«فكِّر يا مفضَّل، في هذه المعادن وما يخرج منها من الجواهر المختلفة، مثل الجصِّ والكِلس والجِبس والزرانيخ والمَرتَك و ... والقُونيا والزيبق والنحاس والرّصاص والفِضّة والذهب والزبرجد، والياقوت والزمرّد وضروب الحجارة، وكذلك ما يخرج منها من القار والموميا والكبريت والنفط، وغير ذلك ممّا يستعمله الناس في مآربهم فهل يخفى على ذي عقل أنّ هذه كلّها ذخاير ذُخِرَت للإنسان في هذه الأرض ليستخرجها فيستعملها عند الحاجة إليها». [١]
اينها مهمترين و بهترين زمينههاى طبيعى توليد و توسعهاند، كه با استفاده صحيح و بهينه مىتوان شكوفايى اقتصاد جامعه اسلامى را اميد داشت.
ب. نيروى انسانى
از ميان عوامل سه گانه توليد (نيروى انسانى، منابع طبيعى و سرمايه)، نقش نيروى انسانى از اهميت و حساسيت ويژهاى برخوردار است به گونهاى كه بدون آن، هيچ يك از دو عامل ديگر به مرحله توليد نمىرسد، زيرا اين نيروى انسانى است كه مىتواند با خلاقيت فكرى و يا قدرت جسمى، مواد خام طبيعى را به صورت صحيح و بهينه، به مرحله توليد برساند و يا خدماتى را ارائه نمايد.
اين است كه از نگاه اقتصاددانان، نيروى انسانى و بهرهورى درست از آن، پايه اصلى ثروت ملتها را تشكيل مىدهد. [٢]
ازاينرو در شريعت اسلام انسانهاى تلاشگر و مولد چون كشاورزان، صنعتگران و كارگران، از جايگاه و منزلت ارجمندى برخوردارند، تا آنجا كه كار و تلاش آنان عبادت خداوند شمرده مىشود. [٣]
قرآن يكى از مواهب الهى به سليمان پيامبر عليه السلام را، كارگران قدرتمندى مىداند كه در تسخير آن حضرت بودند و به كار و تلاش در امور خدماتى و توليدى اشتغال داشتند. [٤]
نكته مهم آنكه، نبايد در اين ميان از نقش حياتىِ تاجران و واسطههاى در توزيع غفلت كرد، زيرا آنان هر چند به طور مستقيم در توليد كالا نقش ندارند؛ ولى از آنجا كه كار و فعاليتهاى اقتصادى آنها، انتقال كالا و رساندن آن از مراكز توليد به دست مصرف كننده است، از نظر علم اقتصاد از خدمات شمرده شده و به نوعى كار توليدى محسوب مىگردد.
اميرمؤمنان عليه السلام در عهدنامه مالك اشتر در سفارشى ويژه نسبت به اين گروه در كنار صاحبان صنعت آنان را تأمين كننده نيازهاى جامعه معرفى كرده، مىفرمايد:
«ثمّ استوصِ بالتجّار وذوي
[١]. بحارالانوار، ج ٣، ص ١٢٨؛ توحيد مفضل، ص ٩٧.
[٢]. ر. ك: توسعه اقتصادى در جهان اسلام، ج ١، ص ٤٧٣.
[٣]. ر. ك: مسند احمد، ج ٣، ص ١٤٧؛ مستدرك الوسائل، ج ١٣، ص ٤٦٠.
[٤]. ر. ك: سبأ، آيه ١٢ و ١٣؛ انبياء، آيه ٨٢.