دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٦ - ٤ ترجيح مصالح جامعه بر مصالح شخصى
ملاحظه صفت «قوام» بودن و برپادارندگى اموال نسبت به مصالح اسلام ومسلمانان نيز همين معنا را گوشزد مىكند؛ قرآن كريم وقتى مىخواهد از دراختيار سفيهان گذاشتن اموال نهى كند آن را با صفت «اموال شما» و «قيام براى شما» تعليل مىكند و مىفرمايد: «وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَاماً». [١] تعبير به «اموال شما»: «اموالكم» و «براى شما»: «لكم» با آنكه سخن، در ارتباط با حفظ اموالى است كه مالك آن، سفيهاناند به خوبى اشاره به اين دارد كه همه اموالى كه در دست آحاد مسلمانهاست به يك معنا متعلّق به همه مسلمانها و در راستاى قوام مصالح جامعه آنان قرار داده شده است.
اين نكته به اين حقيقت اشاره دارد كه: كميّت و قلّت و كثرت اموال، مهم نيست مهم، كيفيّت تداول و جريان اموال و قوامبخشى آن براى جامعه است كه از طريق پرداخت آن به كسانى حاصل مىشود كه هم از عقل و درايت و تخصّص لازم در حقوق مالى و اقتصادى برخوردارند و هم به نقش اساسى اموال در حيات جامعه و فرد، پى بردهاند و هم مسئوليتپذيرند و به آنچه مىدانند التزام عملى دارند.
امام صادق عليه السلام نيز وقتى مىخواهد به واگذارى اموال به افراد شايسته توصيه كند از بقاى مسلمانان و اسلام و مصالح جامعه اسلامى سخن به ميان مىآورد و مىفرمايد:
«إن من بقاء المسلمين وبقاء الاسلام أن تصير الأموال عند من يعرف فيها الحقّ ويصنع المعروف وإنّ من فناء الاسلام وفناء المسلمين أن تصير الأموال في أيدي من لايعرف فيها الحقّ ولايصنع فيها المعروف». [٢]
شكّى نيست كه اين بيان تنها ناظر به اموال عمومى و بيتالمال مسلمانان نيست، بلكه ممكن است اساساً شامل آن نشود و از آن منصرف باشد و تنها به اموال و املاك خصوصى افراد، نظر داشته باشد و به جهت مقدّم بودن مصالح جامعه و كيان اسلام و مسلمانان بر مصالح فرد مىخواهد بفرمايد:
صرف اينكه اموال، هر چند به صورت ملكيّت خصوصى، در اختيار افرادى قرار گيرد كه تنها به منافع شخصى خويش فكر مىكنند واز حق و حقوق جامعه نه آگاهى دارند و نه اقدام به پرداخت آن مىنمايند، سبب فناى اسلام ومسلمانان مىشود.
٥. مبناى خردورزى و تدبير
فعّال اقتصادى بايد بپذيرد كه بر مجموعه هستى سنتها و قوانينى حاكم است كه اگر بىحساب اقدام كند و به بهانه توكّل به خدا، حسن تدبير به خرج ندهد و خردمندانه حركت ننمايد در خسارتهاى به عمل آمده، تنها بايد خودش را ملامت كند نه اينكه دست تقدير را مقصّر بشمرد.
بر همين اساس است كه قرآن حكم مىكند سرمايهها در اختيار نابخردان و سفيهان گذارده نشود: «وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَاماً» [٣] و زمام فعاليتهاى اقتصادى در دست
[١]. نساء، آيه ٥.
[٢]. وسائلالشيعه، ج ١٦، ص ٢٨٥، ح ٢١٥٥٧.
[٣]. نساء، آيه ٥.