دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٣ - ١ دورى از توليدات زيان آور
بيش از حدّ معمول بالا مىبرند و متعهّد مىشوند كه هيچ كس كمتر از فلان مبلغ نفروشد. اين كار معمولًا در جايى صورت مىگيرد كه تقاضا براى جنسى بسيار زياد باشد. اين هم يكى از اشكال ايجاد بازار سياه و در دنياى امروز مخصوصاً در كشورهاى صنعتى بسيار رايج است، اين كار نيز در اسلام ممنوع شمرده شده است.
در روايتى از امام صادق عليه السلام نقل شده كه روزى آن حضرت غلامش را كه «مصادف» نام داشت، خواست و به او هزار دينار داد و گفت: با اين پول متاعى تهيه كن و براى تجارت به مصر ببر. او نيز اجناسى را خريدارى كرد و همراه جمعى از تجّار به مصر رفت؛ هنگامى كه به نزديك مصر رسيدند، قافلهاى از مصر خارج مىشد؛ از آنها درباره ارزش آن متاع در بازار مصر پرسيدند، آن متاع از نيازمندىهاى عامه مردم بود و آنان در پاسخ گفتند:
در مصر يافت نمىشود (و مردم سخت به آن نيازمندند). اينان با هم عهد بستند و هم قسم شدند كه متاع خود را به دو برابر قيمت بفروشند. سرانجام آنها با سود خوبى به مدينه برگشتند. وقتى كه «مصادف» به محضر امام صادق عليه السلام رسيد دو كيسه كه هر كدام حاوى هزار دينار بود، جلوى آن حضرت گذاشت و عرض كرد: اين هزار دينار اصل مال و آن يك نيز سود تجارت است!
امام صادق عليه السلام فرمود: اين سود زيادى است مگر چه كرديد؟ مصادف ماجرا را براى امام عليه السلام نقل كرد.
امام عليه السلام با ناراحتى و شگفتى فرمود:
«سبحان اللَّه تحلفون على قوم مسلمين أن لا تبيعوهم إلّاربح الدينار ديناراً
؛ سبحان اللَّه! شما بر ضرر مردم مسلمان چنين سوگند خورديد كه متاع خود را جز به سود دو برابر به آنها نفروشيد».
آنگاه فرمود: «اين (هزار دينار) اصل مالم هست كه آن را بر مىدارم و نيازى به آن سود (هزار دينار ديگر) ندارم». سپس افزود:
«يا مصادف مجادلة السّيوف أهون من طلب الحلال
؛ اى مصادف پيكار با شمشير از بهدست آوردن مال حلال آسانتر است». [١]
اين دستور زنده اخلاقى را با آنچه در دنياى امروز مىگذرد كه گاه نه به دو برابر، بلكه متاعى را با ايجاد بازار سياه به چندين برابر مىفروشند مقايسه كنيد و تفاوت اين دو مكتب را دريابيد.
در دستورات اسلامى براى محتكران، كيفر نيز در نظر گرفته شد. اميرمؤمنان على عليه السلام در عهد نامه مالك اشتر فرمود:
«فمن قارف حُكْرَة بعد نهيك إيّاه فنكِّل به، و عاقبه في غير إسراف
؛ هرگاه كسى پس از نهى تو دست به احتكار زد، او را مجازات كن؛ ولى در مجازات از زيادهروى بپرهيز». [٢]
بخشى از مجازات محتكر، تخليه انبار او و در معرض فروش قرار دادن اموال است. على عليه السلام به يكى از كارگزارانش درباره محتكر نوشت:
«... ثمّ عاقبه بإظهار ما احْتكر
؛ سپس او را با آشكار كردن
[١]. كافى، ج ٥، ص ١٦١، ح ١.
[٢]. نهجالبلاغه، نامه ٥٣.