دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٢ - ٢ بيكارى و تن پرورى؛
خود فقيران مىشود، زيرا فقر بخشى از افراد تنگدست مستند به عملكرد يا روحيات خود آنان است.
١. ناسپاسى و كفران نعمت؛
از آيات قرآن استفاده مىشود شكر و سپاسگزارى عامل شكوفايى اقتصادى و فزونى نعمتهاى الهى و ناسپاسى و كفران نعمت، سبب نابسامانىهاى اقتصادى و زوال نعمتهاست. قرآن مجيد مىفرمايد: « «وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِى لَشَدِيدٌ»؛ و به ياد بياوريد كه پروردگار شما اعلام كرد، اگر شكر نعمتهاى مرا بجا آوريد، به طور قطع نعمتهاى شما را افزون مىكنم، و اگر كفران ورزيد عذاب و مجازات من شديد است» [١]؛ « «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ»؛ آيا نديدى كسانى را كه نعمت خدا را به كفران تبديل كردند و جمعيت خود را به نيستى و نابودى كشاندند». [٢] و آيات ديگر.
مىدانيم حقيقت شكر [٣]، شكر عملى است؛ يعنى مصرف كردن هر نعمت در هدفى كه براى آن آفريده شده است. از آيات قرآن نيز استفاده مىشود كه شكر غالباً از مقوله عمل است: «اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْراً». [٤]
از آنجا كه به اصطلاح «تُعرف الأشياء بأضدادها» كفران نعمت كه مقابل آن است، به سوء استفاده از نعمت و صرف آن در هدفى كه براى آن خلق نشده، تفسير شده است، هرگونه بهرهگيرى انحرافى و سوء استفاده از نعمت، كفران نعمت است و اسراف، تبذير و مانند آن نيز از مصاديق كفران نعمتاند.
درست است كه فزونى نعمت بر اثر شكر و زوال نعمت بر اثر كفران، امرى معنوى و الهى است؛ ولى از نظر تحليلهاى منطقى نيز مىتوان به آن رسيد، زيرا انسان سپاسگزار، قدر نعمت را مىداند و از آن حمايت و حفاظت مىكند، بيهوده آن را در جايى مصرف نمىكند و ديگران را از آن بهرهمند مىسازد، از اسراف و تبذير مىپرهيزد و سعى دارد با اجراى قسط و عدل، رضاى خداوندى را كه بخشنده آن نعمت است به دست آورد.
بنابراين، شكر نعمت مىتواند عامل مؤثرى در غناى اجتماعى و كفران نعمت مىتواند يكى از عوامل فقر محسوب شود، مخصوصاً اگر اين كفران، با اسراف و تبذير و صرف نعمت در موارد نامناسب همراه باشد و ديگران هيچگونه در آن سهيم نشوند.
٢. بيكارى و تن پرورى؛
يكى از عوامل پيشرفت اقتصادى جوامع، كار و تلاش است. كار در اسلام عبادت شمرده شده و تلاش براى زندگى در رتبه جهاد فى سبيل اللَّه قرار گرفته است. سيره عملى ائمه اطهار عليهم السلام بر كار و تلاش بود. اميرمؤمنان عليه السلام نخلستانهاى فراوانى را آباد و قنوات و چاههاى زيادى احداث كرد. در اسلام به كار سفارش شده و تفاوتى ندارد كه چه نوع كارى باشد. به بيان ديگر:
[١]. ابراهيم، آيه ٧.
[٢]. ابراهيم، آيه ٢٨.
[٣]. شكر مراحل سه گانهاى دارد: معرفت و شناخت منعم، شكر بهزبان، شكر عملى.
[٤]. سبأ، آيه ١٣.