دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٥ - ٣ انزواى اجتماعى
مىفرمايد: كسى كه به فقر مبتلا گردد به چهار خصلت دچار مىشود، از جمله:
«النقصان في عقله
؛ در عقل او نقصان پديد مىآيد». [١]
در ملاقات گروهى از صوفيه با امام صادق عليه السلام حضرت با آنان بحثهايى را انجام دادند. آنها جماعتى بودند كه تظاهر به زهد مىكردند و مردم را نيز به آن تشويق مىنمودند. حضرت ضمن سخنانى كه با آنان دارد مىفرمايد:
«أما علمتم يا جهلة أنّ النّفس قد تلتأث على صاحبها إذا لم يكن لها من العيش ما يُعتمد عليه، فإذا هى أحرزت معيشتها إطمأنَّتْ
؛ اى افراد نادان مگر نمىدانيد كه اگر انسان فاقد امكانات زندگى باشد، فكر او در حالت ضعف و پريشانى قرار مىگيرد و هنگامى كه از نظر معيشتى تأمين شد براى او آرامش و اطمينان برقرار مىشود». [٢]
٣. انزواى اجتماعى.
دردِ فقر اقتصادى از يك طرف و خوارى در چشم مردم از سوى ديگر، فقير را مبتلا به رنجى محنتزا مىكند كه شايد دردِ دوم به مراتب او را بيشتر آزار دهد و همين امر، سبب حالت انزواى اجتماعى او مىشود و مىدانيم انزواى اجتماعى آثار زيانبار فردى و اجتماعى را در پى دارد.
حديث معروف
«المقلّ غريب فى بلدته
؛ فقير در وطن خود غريب است» [٣] كه از على عليه السلام نقل شده، شاهد اين مدّعاست.
در حديث ديگرى از همان حضرت آمده است:
«لو كان الفقير صادقاً يسمّونه كاذباً ولوكان زاهداً يسمّونه جاهلًا
؛ اگر فقير صادق باشد، او را كاذب و اگر زاهد باشد او را جاهل خطاب مىكنند». [٤]
به اين ترتيب، افراد تهيدست موقعيت خود را در جامعه از دست مىدهند و مردم با ديده حقارت به آنها مىنگرند و اين امر انزواى اجتماعى آنها را تشديد مىكند.
حديث ديگرى از اميرمؤمنان على عليه السلام نيز اين معنا را به روشنى تأييد مىكند. فرمود:
«الفقير حقير لايُسمع كلامه ولا يُعرف مقامه
؛ فقير در نظر مردم حقير است، كسى گوش به سخن او نمىدهد و به مقام و شخصيّتش اعتنا نمىكند». [٥]
اين سخن به آن معنا نيست كه افراد با ايمان مجازند با فقيران چنين رفتارى داشته باشند، بلكه بايد بدون توجه به فقر وغنا، بر اساس معيارهاى ايمانى و اخلاقى به اشخاص توجه كرد؛ بلكه براى محرومان جامعه احترام بيشترى قائل شد، هر چند آنچه گفته شد به صورت پديدهاى اجتماعى، قابل انكار نيست.
اين نكته را نيز از نظر نبايد دور داشت كه تحصيل علم و پيمودن مراتب كمال- مخصوصاً در عصر ما- نياز به هزينههايى دارد كه بسيارى از تهيدستان قادر به پرداختن آن نيستند و همين امر سبب عقب ماندگى علمى و فرهنگى فرزندان آنها در جامعه مىشود، هر چند در حكومت اسلامى بايد
[١]. بحارالانوار، ج ٦٩، ص ٤٨.
[٢]. كافى، ج ٥، ص ٦٨.
[٣]. نهجالبلاغه، قصار ٣.
[٤]. بحارالانوار، ج ٦٩، ص ٤٧.
[٥]. همان.