دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٣ - ٣ تظاهر و تلقين؛
از نظر اسلام، كار، عار نيست مهم آن است كه مفيد و سودمند به حال جامعه باشد. متأسفانه گروهى از مردم تنها حاضر به قبول كارهايى هستند كه آن را در شأن خود مىپندارند و كمتر از آن را ذلّت مىشمارند. در روايات اسلامى وارد شده كه زمانى معروف، منكر و منكر، معروف خواهد شد. [١] به نظر مىرسد، مسئله مورد بحث يكى از مصاديق اين روايات است. بعضى مىپندارند كسى كه كار كند و سخت كوش باشد انسانى حريص است و مرتب عدهاى به او مىگويند تا كى و براى كى؟ و چرا؟ آمار نشان داده ملتهايى مانند مردم چين و ژاپن كه به هرنوع كار مفيدى افتخار مىكنند و بيكارى را ننگ مىدانند، به سرعت پيشرفت كردهاند. در اسلام از كشاورزى و چوپانى و صنعتگرى و تجارت ستايش شده، هر چند افرادى كه از تعليمات اسلامى بيگانهاند، بعضى از اين كارها را در شأن خود نمىدانند.
امام باقر عليه السلام در هواى گرم تابستان در مزرعه كار مىكرد و در حالى كه عرق از سر و رويش مىريخت، مىفرمود: من از كسى كه كسب را رها مىكند و مىگويد خداوندا به من روزى ده، متنفرم! چنين كسى چرا براى معاش تلاش نمىكند؟ او حتى از مورچهاى كه از لانه خود براى به دست آوردن روزى بيرون مىرود، كمتر است. [٢]
در حديثى اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد:
«من لم يصبر على كدّه صبر على الإفلاس
؛ كسى كه بر زحمت كار و تلاش شكيبا نباشد، ناگزير بايد بر فقر و فلاكت صبر كند». [٣]
٣. تظاهر و تلقين؛
يكى از امورى كه باعث فقر مىشود تلقين فقر و تظاهر به آن است. تلقين از نظر روانى، تأثير فراوانى در انسان مىگذارد. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«من تفاقر إفتقر» [٤]
و نيز امام كاظم عليه السلام فرمود:
«لا تحدّثوا أنفسكم بفقر فإنّه من حدّث نفسه بالفقر بخل
؛ فقر و نادارى را به خود تلقين نكنيد كه هر كس چنين كند، بخل مىورزد». [٥]
٤. اسراف؛
اسراف نابود كردن نعمتهاى الهى است و مقابل آن، اقتصاد در معيشت است كه در روايات از آن به «تقدير المعيشة» [٦] تعبير شده است.
از نظر اسلام هرگونه مصرفى كه در نعمتهاى الهى بخواهد صورت بگيرد (از اطعام و لباس و سوخت، وسايل زندگى و مسكن، حتى انفاق و نفقه) بايد همراه با اعتدال و ميانهروى باشد و انسان حدّ و اندازه را نگه دارد و از افراط (اسراف) و تفريط (بخل امساك) بپرهيزد.
وامام صادق عليه السلام مىفرمايد:
«ضمنتُ لمن اقتصد أن لا يفتقر
؛ براى كسى كه مراعات اقتصاد و اعتدال
[١]. كافى، ج ٥، ص ٥٩، ح ١٤؛ كنزالعمّال، ج ٣، ص ٦٨٨، ح ٨٤٧٠.
[٢]. وسائل الشيعه، ج ١٢، ص ١٧، ابواب مقدّمات التجارة، باب ٦، حديث ٤ (با تلخيص و اقتباس).
[٣]. غرر الحكم، حديث شماره ٨١١٣.
[٤]. بحارالانوار، ج ٧٣، ص ٣١٦.
[٥]. همان، ج ٧٥، ص ٣٢١.
[٦]. تحف العقول، ص ٢٩٢؛ بحارالانوار، ج ٤٧، ص ٦٠، ح ١١٢. در كنز العمال (ج ٣، ص ٤٩) در همين موضوع بابى تحت عنوان «الاقتصاد و الرفق فى المعيشة» آمده است.