دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٧ - ٢ عدم ورود به معاملات ديگران
جالب توجه اينكه در اسلام توصيه شده است كه فروشندگان تنها به مقدار نياز خود براى زندگى، در كالاها سود در نظر بگيرند. حتى در روايات متعدد سود بيشتر به عنوان ربا شمرده شده است، چنانكه در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
«ربح المؤمن على المؤمن ربا» [١]
(البته منظور سود بيش از هزينه زندگى است).
در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام آمده است:
«ربح المؤمن على المؤمن ربا إلّاأن يشترى بأكثر من مائة درهم، فاربح عليه قوت يومك او يشتريه للتجارة فاربحوا عليهم وارفقوا بهم». [٢]
در اين حديث معاملات به سه قسم تقسيم شده است: يكم. معاملات كوچك كه طبعاً افراد نيازمند و فقير به سراغ آن مىآيند؛ در اينجا توصيه شده كه هيچ سودى نگيرند و به اصطلاح به صورت «رأس المال» بفروشند.
دوم. كسانى كه قدرت بيشترى براى خريد دارند؛ نسبت به آنها سود عادلانهاى به اندازه نياز روزانه بر اصل سرمايه اضافه شود.
سوم. گروهى هستند كه به عنوان تجارت، جنسى را از ديگرى خريدارى مىكنند؛ در مورد آنها نيز به سود عادلانه آميخته با ارفاق توصيه شده است.
آنچه در بالا گفته شد هر چند حكم الزامى اجبارى نيست؛ ولى بىشك جزو مسائلى است كه شايسته است مسلمانان به آن پاىبند باشند. [٣]
٢. عدم ورود به معاملات ديگران
از امورى كه در اسلام از آن نهى شده آن است كه كسى وارد معامله برادر مسلمانش شود؛ يعنى پس از توافق دو طرف يا گفتوگوى مقدماتى بر انجام معاملهاى، وارد عمل شود و با اعلان آمادگى براى معامله و احياناً با پرداخت بهايى بيشتر، توافق آنان را به هم بزند و در نتيجه سبب افزايش قيمت گردد.
در اينكه آيا چنين كارى حرام است يا مكروه، در ميان فقهاى اسلام گفتوگو است. بعضى آن را مطلقاً حرام و بعضى مكروه دانسته و برخى براى آن چند صورت قائل شدهاند كه در بعضى از صورتها حرام است و بعضى مكروه [٤] كه شرح آن در مباحث فقهى آينده- در جاى خود- خواهد آمد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«لايبيع بعضكم على بيع بعض
؛ برخى از شما در معامله ديگرى وارد نشود». [٥]
امام صادق عليه السلام از پدرانش روايت كرده است كه
«نهى رسول اللَّه أن يدخل الرّجل في سوم أخيه المسلم
؛ رسول خدا از ورود انسان به معامله برادر مسلمانش نهى كرده است». [٦]
اين در حالى است كه در دنياى مادى امروز نه
[١]. بحارالانوار، ج ١٠٠، ص ١٠٣، ح ٤٨.
[٢]. كافى، ج ٥، ص ١٥٤، ح ٢٢.
[٣]. ر. ك: جواهرالكلام، ج ٢٣، ص ٤٥٤-/ ٤٥٥.
[٤]. ر. ك: همان، ج ٢٢، ص ٤٥٩.
[٥]. صحيح بخارى، ج ٣، ص ٢٨.
[٦]. وسائل الشيعه، ج ١٢، ص ٣٣٨، ح ٣.