دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠١ - ٤ دعوت به سادهزيستى
على عليه السلام پس از آنكه مىفرمايد: خداوند در اموال اغنيا نيازهاى نيازمندان را پيشبينى فرموده، مىافزايد:
«فما جاع فقير إلّابما مُتّع به غنيّ
؛ هيچكس در جامعهاى فقير نمىشود مگر به سبب زندگى مرفه شخص ثروتمندى». [١]
٥. آميختن اخلاق و اقتصاد
اقتصاد در دنياى امروز مطلقاً از مسائل اخلاقى، بيگانه است وتنها بر محور درآمد بيشتر از طريق زحمت كمتر دور مىزند، هر چند گاهى دولتها بعضى از قوانين را كه شايد جنبه اخلاقى نيز داشته باشد، براى حفظ نظم اجتماعى كشور خود قرار مىدهند؛ ولى مسئله مبارزه با فقر جز در مواردى كه منتهى به انفجار اجتماعى مىشود، براى آنها اهميتى ندارد؛ امّا در اسلام مسائل اخلاقى با مسائل اقتصادى مانند تار و پود به هم آميخته است و يكى از عوامل مبارزه با فقر نيز همين مسئله است. همه فعاليتهاى اقتصادى كه به زيان جامعه يا گروهى از مردم تمام مىشود، از نظر اسلام ممنوع است؛ احتكار و انبار كردن مواد مورد نياز مردم براى درآمد بيشتر، تحريم و در مورد سود كالا توصيه شده است كه به حداقل آن- كه زندگى فروشنده را تأمين مىكند- قناعت شود؛ ايجاد بازار سياه در اسلام ممنوع است.
در آيات و روايات فراوانى به مواسات با افراد نيازمند و گاه ايثار توصيه و در موارد زيادى به انفاق آبرومندانه به آنها دستور داده شده، كه همه اين امور تأثير به سزايى در مبارزه با فقر دارد. مبارزه با اسراف، تبذير و كنز به معناى ثروتاندوزى و خارج كردن سرمايهها از گردش اقتصادى، از عوامل مؤثر ديگر است. كه هيچكدام از آنها در اقتصاد مادى دنياى امروز جايگاهى ندارد.
آيات و روايات فراوانى در مورد مسائل فوق در منابع اسلامى ديده مىشود كه در بحث «حاكميت اخلاق بر نظام اقتصادى اسلام» در همين كتاب مىآيد.
٦. عزم ملى و اراده عمومى
مبارزه با فقر چيزى نيست كه تنها، از طريق حكومت يا به وسيله وضع قوانين به ثمر برسد، هر چند نقش حكومت و قوانين بازدارنده را نمىتوان انكار كرد. آنچه بيش از همه در اين امر تأثيرگذار است اراده عمومى جامعه است كه همه تصميم بگيرند با عوامل فقر مبارزه كنند، زيرا بدون اين مبارزه، امنيت و آرامش و محبت و دوستى بر جامعه حكمفرما نمىشود.
قرآن مجيد مىگويد: « «إِنَّ اللَّهَ لَايُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ»؛ خداوند سرنوشت هيچ ملتى را تغيير نمىدهد مگر اينكه آنها خود را تغيير دهند». [٢]
جالب اينكه قرآن در آيه ديگر مىگويد: اين اصل تنها مربوط به انسانهاى امروز نيست، بلكه در گذشته نيز همواره چنين بوده است. تا تغييرات از
[١]. نهجالبلاغه، قصار ٣٢٨.
[٢]. رعد، آيه ١١.