دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٩ - ١ برنامهريزى و مديريت صحيح
تعصّب نسبت به تجارب شكست خورده دارد.
احاديث زير به خوبى نشان مىدهد مديريت و برنامهريزى تا چه حد در اسلام از اهميت برخوردار است:
اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد:
«من ساء تدبيره تعجّل تدميره
؛ كسى كه سوء مديريت داشته باشد، شكست او به زودى فرا مىرسد». [١]
آن حضرت خطاب به عموم مردم مىفرمايد:
«أيّها النّاس لا خير في دنيا لا تدبير فيها
؛ دنيايى كه مديريت صحيح و آيندهنگرى در آن نباشد، خيرى در آن نيست». [٢]
در بيان ديگرى با صراحت مىفرمايد:
«سوء التّدبير مفتاح الفقر
؛ مديريت غلط كليد فقر است». [٣]
همچنين در بيان ديگرى از آن حضرت ضمن جملهاى كوتاه و پرمعنا مىخوانيم:
«حسن التّدبير يُنمي قليلَ المال و سوء التّدبير يُفني كثيرَه
؛ مديريت خوب سرمايه اندك را بارور مىكند و سوء مديريت، سرمايه بسيار را بر باد مىدهد». [٤]
از روايتى استفاده مىشود كه تمام موفقيت مديون مديريت صحيح است. يكى از ياران امام صادق عليه السلام به آن حضرت عرض مىكند كه شنيدهام اقتصاد و تدبير در معيشت نيمى از كسب موفق است.
امام عليه السلام فرمود:
«لا، بل هو الكسب كلّه». [٥]
در منابع اسلامى روى مديريت كارآمد و شايسته، تأكيد فراوان شده است. قرآن مجيد با اشاره كوتاهى در داستان يوسف و مديريت او بر امور اقتصادى مصر كه سبب نجات مردم از يك بحران شديد اقتصادى شد به اين نكته اشاره كرده است: «قَالَ اجْعَلْنِى عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّى حَفِيظٌ عَلِيمٌ». [٦]
مطابق مفاد اين آيه، حضرت يوسف عليه السلام به زمامدار مصر پيشنهاد كرد كه حفظ منابع اقتصادى مصر را به من واگذار كن، زيرا هم آگاهى كافى دارم و هم امانت لازم.
اميرمؤمنان على عليه السلام در نامهاى كه خطاب به اهل مصر مرقوم داشت و به مالك اشتر داد تا به همراه ببرد، مطالب بسيار مهمى را گوشزد كرد، از جمله اينكه فرمود:
«ولكنّني آسى أن يلي أمر هذه الامّة سفهاؤها وفجّارها فيتّخذوا مال اللَّه دُوَلًا وعباده خَوَلًا والصّالحين حَرْباً والفاسقين حِزْباً
؛ من از اين نگران و اندوهناكم كه سرپرستى امور اين امّت به دست بىخردان و نابكاران بيفتد و در نتيجه بيتالمال را به غارت برند و آزادى را از مردم سلب كنند و آنها را برده خود سازند و با صالحان به نبرد برخيزند و فاسقان را همدست خود قرار دهند». [٧]
در اين نامه تصريح شده است كه تولّى امور توسط ناكارآمدان و نابكاران، سبب انباشت ثروت در دست جمعى خواهد شد و در نتيجه گروهى ديگر فقير و برده آنان مىشوند.
[١]. غررالحكم، شماره ٨٠٩١.
[٢]. بحارالانوار، ج ٦٧، ص ٣٠٧، ح ٣٤.
[٣]. غررالحكم، ح ٨٠٩٠.
[٤]. همان، ح ٨٠٨١.
[٥]. بحارالانوار، ج ٦٨، ص ٣٤٩، ح ٢٠.
[٦]. يوسف، آيه ٥٥.
[٧]. نهجالبلاغه، نامه ٦٢.