دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢ - ٦ تعريف علم اقتصاد اسلامى
وامها (يعنى به صورت ربوى) دريافت مىكنند و اين خود، عاملى است براى رشد توليد.
البته روشن است كه اين تحليلها و تفسيرها مادامى كه حيات اقتصادى اسلام به تجربه حسى خارجى نرسد مفهوم عملى جامع و شاملى را به ارمغان نمىآورد، زيرا بسيار اتفاق مىافتد كه اختلاف ميان حيات واقعى نظام اقتصادى و اينگونه تفسيرهاى مبتنى بر فرض، فاحش است خصوصاً اينكه يكى از عوامل بسيار مؤثر در سير اوضاع اقتصاد اسلامى، عنصر معنويت عمومى و مسائل روحى و فكرى جامعه است و شكّى نيست كه معنويت عمومى از درجه معين و محدودى برخوردار نيست كه بتوان آن را فرض كرد و نظريات علمى مختلفى را بر آن مبتنى ساخت. [١]
نتيجه اين مىشود كه علم اقتصاد اسلامى زمانى حقيقتاً تولد يافته و چهره واقعىاش نمودار مىشود كه نظام اقتصاد اسلامى با همه ريشهها و خصوصيات و جزئياتش در متن زندگى پياده شود و همه فراز و نشيبها و تجارب و حوادثش به طور منسجم و منظّم تحليل و بررسى گردد، هر چند در فرض پيادهشدن دستورات اقتصادى اسلام، مىتوان دورنمايى از علم اقتصاد اسلامى را ترسيم كرد.
به هر حال نبايد انتظار داشته باشيم كه اسلام بحثى به عنوان «علم اقتصاد اسلامى» داشته باشد، زيرا آئينهاى الهى مجموعهاى از بايدها و نبايدها و روشهاى عملى است نه بحثهاى كلّى علمى؛ گرچه مىتوان با مطالعه اين روشها و بايدها و نبايدها به اصولى به عنوان اصول علم اقتصاد اسلامى پى برد و آن را تدوين كرد.
منابع و مآخذ
١. اقتصاد، پل ساموئلسن، ترجمه حسن پيرنيا، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، تهران، ١٣٥٢.
٢. اقتصادنا، شهيد صدر، چاپ مكتب الاعلام الاسلامى، قم، ١٣٧٥.
٣. درآمدى بر اقتصاد اسلامى، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه، ١٣٦٣.
٤. فصلنامه تخصصى اقتصاد اسلامى، سال اول، شماره سوم (مقاله اسلام و نظام اقتصادى، سيد حسين ميرمعزى).
٥. مبانى واصول علم اقتصاد، يداللَّه دادگر، تيمور رحمانى، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، قم، ١٣٨٠.
٦. محاضرة عن الاقتصاد الاسلامى، دكتور محمد العربى.
[١]. ر. ك: اقتصادنا، ص ٣١٥-/ ٣١٩.