دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٢ - ج همدردى رهبران با مستمندان
ب. حسابرسى آسان در قيامت
هر چند خداوند، عالم آفرينش و مواهب طبيعى را، همانگونه كه قرآن مجيد مىگويد براى مؤمنان آفريده است: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِى أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِى الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ» [١] و مؤمنان مىتوانند به راحتى از آن استفاده كنند؛ ولى چون همه اين موارد در معرض حساب قرار مىگيرد، زاهد براى سهولت پاسخگويى، كمتر از دنيا بهره مىگيرد و دادههاى الهى را به مصرف ديگران مىرساند.
روايت معروفى آمده است كه على عليه السلام شبى از شبهاى ماه مبارك رمضان در خانه يكى از دخترانش مهمان بود، هنگامى كه دو سه نوع غذاى ساده در سفره گذاشته شد، حضرت از خوردن بيش از يك نوع خوددارى كرد و به دخترش فرمود:
«أتريدين أن تطول وقوفي غداً بين يدى اللَّه
...
يا بنيّة إنّ الدّنيا في حلالها حساب وفي حرامها عقاب
؛ آيا مىخواهى فرداى قيامت توقّفم در برابر خداوند طولانى شود ... دخترم! حلال خدا حساب دارد و حرامش عقاب». [٢]
شبيه همين روايت با تعبير متفاوتى در كنزالعمال، از آن حضرت نقل شده كه درباره دنيا فرمود:
«حلالها حساب و حرامها عذاب فدعوا الحلال لطول الحساب و دعوا الحرام لطول العذاب». [٣]
شايد كوتاهترين و زيباترين تعبير در اين مورد كلام ديگرى از اميرمؤمنان عليه السلام باشد كه فرمود:
«تخفّفوا تلحقوا
؛ سبكبار شويد تا به قافله سعادت برسيد». [٤]
هر چند آنان كه از حلال دنيا بهره مىگيرند، در قيامت كيفر نمىبينند؛ ولى با توجه به اينكه در برابر نعمتهايى كه از آنها بهرهمند شدهاند و استفادهاى كه از دنيا بردهاند، مورد سؤال قرار مىگيرند، براى سهولت حسابرسى و سرعت گذشتن از مواقف قيامت، از داشتههاى دنيوى خود بيشتر به ديگران مىدهند، و كمتر از آن استفاده مىكنند، زيرا
«نجى المخفَّفون». [٥]
ج. همدردى رهبران با مستمندان
برخى از مؤمنان كه ازتمكّن مالى خوبى برخوردارند، افزون بر آنكه از امكانات خود براى رسيدگى به امور مستمندان بهره مىگيرند، گاه چون توان رفع نياز همه آنان را ندارند، خودشان در زندگى زهد مىورزند، از مواهب الهى كمتر بهره مىگيرند تا آلام نيازمندان كاهش بيابد، چرا كه زندگى خود را همچون زندگى رهبرشان مىبينند.
به بيان ديگر: نيازمندان جامعه، گرفتار دو مشكل مادّى و روانى هستند؛ از نظر مادى محروميّت آنها معلوم است و از نظر روانى گرفتار نوعى حقارت و سرافكندگى و سرشكستگى مىشوند. مشكل نخست را بايد با برنامهريزى و بسط عدالت اجتماعى برطرف ساخت و مشكل دوم از طريقى كه در بالا گفته شد كاهش مىيابد.
همانگونه كه اميرمؤمنان على عليه السلام در حديث معروف خود فرمود:
«إنّ اللَّه فرض على ائمّة العدل أن يقدّروا أنفسهم بِضَعَفَة النّاس كيلا يتبيّغ بالفقير فَقْرُه
؛ به يقين خداوند بر پيشوايان عادل، واجب فرموده كه خود را با مردم تهىدست برابر قرار دهند، تا تهىدستى بر فقير سنگينى نكند و او را از پاى در نياورد». [٦]
همچنين آن حضرت در نامهاش به عثمان بن حنيف مىنويسد:
«أأقنع من نفسي بأن يُقال: هذا أميرالمؤمنين، و لا اشاركهم في مَكاره الدّهر، أو أكون اسوة لهم فى جُشوبة العيش
؛ آيا من به همين رضايت دهم كه به من «اميرمؤمنان» گفته شود؛ ولى با آنان (مستمندان) در سختىهاى روزگار شريك نباشم و يا الگوى آنان در دشوارىهاى زندگى نگردم؟!». [٧]
در روايت ديگرى از مفضّل آمده است: هنگام طواف در محضر امام صادق عليه السلام بودم، حضرت نظرى به من افكند و فرمود: اى مفضّل چرا تو را غمگين و رنگ پريده مىبينم؟ عرض كردم: فدايت شوم توجّهم به بنىالعباس جلب شده و آنچه از پادشاهى و سلطنت و جبروت در اختيار دارند، كاش كه اين
[١]. اعراف، آيه ٣٢. «بگو: چه كسى زينتهاى الهى را كه براى بندگانخود آفريده، و روزيهاى پاكيزه را حرام كرده است؟! بگو: اينها در زندگى دنيا براى كسانى است كه ايمان آوردهاند؛ (اگر چه ديگران نيز با آنها مشاركت دارند، ولى) در قيامت، خالص (براى مؤمنان) خواهد بود».
[٢]. بحارالانوار، ج ٤٢، ص ٢٧٦.
[٣]. كنز العمال، ج ٣، ص ٧١٩، ح ٨٥٦٦.
[٤]. نهجالبلاغه، خطبه ٢١.
[٥]. مكارم الاخلاق، ص ٤٤٠ (از رسول خدا صلى الله عليه و آله). در بحارالانوار (ج ٧٤، ص ٥٥) المخفّون آمده است؛ يا علىّ نجى المخفّون وهلك المثقلون.
[٦]. نهجالبلاغه، خطبه ٢٠٩.
[٧]. همان، نامه ٤٥.