دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١١ - ج لباس و پوشاك
رعايت اقتصادى شمرده شده و از مصاديق اسراف نيست.
در حديثى آمده است: اسحاق بن عمار از امام كاظم عليه السلام پرسيد:
«الرجل يكون له عشرة أقمِصة؛ أيكون ذلك من السَّرَف؟
؛ آيا اگر انسان داراى ده پيراهن باشد اسراف است؟» امام در پاسخ فرمود:
«لا و لكن ذلك أبقى لثيابه و لكنّ السَّرَف أن تلبس ثوب صونك في مكان القذر
؛ فرمود: نه، و اين خود موجب حفظ لباسهاى اوست، ولى اسراف آن است كه لباس آبرومند (مهمانى) خود را در جاهاى كثيف (مثلًا هنگام كار) بپوشى». [١]
چنانكه ملاحظه شد، در اين روايت به دو نكته اشاره شده است:
١. داشتن لباس متعدد، خود نوعى رعايت اعتدال و اقتصاد است، زيرا پوشيدن يك لباس بهطور مداوم باعث كهنگى و فرسودگى مىشود، و لباسهاى متعدد داراى دوام بيشترى است.
٢. بايد لباسهايى كه براى حفظ آبرو و شخصيت اجتماعى افراد است به درستى نگهدارى شود و در هر جا نپوشد تا دوام بيشترى پيدا كند.
از اين روايت استفاده مىشود اسراف تنها به جنبه كمّى محدود نمىشود، بلكه درست و بهينه مصرف نكردن نيز از مصاديق اسراف است.
عَبّاد بن كثير آن زاهدنماى رياكار با ديدن لباس پرارزشى بر اندام مبارك امام صادق عليه السلام بر آن حضرت اعتراض كرد و گفت: جد شما اميرالمؤمنين عليه السلام چنين لباسهايى نمىپوشيد؛ ولى شما از سيره او عدول كردهايد كه آن حضرت در پاسخ او آيه «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِى أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ» [٢] را قرائت نمود و در ادامه فرمود:
«إنّ اللَّه عزّوجلّ إذا أنعم على عبده نعمة أحبّ أن يراها عليه
؛ خداوند عزوجل وقتى نعمتى را بر بندهاش ارزانى داشت دوست دارد كه او را بهرهمند از آن نعمت ببيند». [٣]
در روايت ديگرى به آن حضرت گفته شد:
جدت اميرمؤمنان عليه السلام لباس چهار درهمى مىپوشيد؛ ولى شما لباس خوب و پرارزشى بر تن دارى؟!
امام صادق عليه السلام پاسخ داد: جدم آن لباس را در زمانى بر تن داشت كه اكثريت مردم جامعه آن را انكار نمىكردند و اگر الان پوشيده شود لباس شهرت به حساب مىآيد» سپس فرمود:
«و خير لباس كلّ زمان لباس أهله
؛ و بهترين لباس، در هر زمانى لباس اهل آن زمان است (لباسى كه اكثر مردم آن را برتن دارند)». [٤]
[١]. مكارم الاخلاق، ص ١١٢.
[٢]. اعراف، آيه ٣٢.
[٣]. تفسير صافى، ج ٢، ذيل آيه ٣٢ اعراف؛ كافى، ج ٦، ص ٤٤٣، ح ١٣ متن ذيل از تفسير صافى است: عن أبي عبداللَّه عليه السلام، إنّه كان متّكئاً على بعض أصحابه فلقيه عبّاد بن كثير و عليه ثياب مرويّه حسان فقال: يا أبا عبداللَّه إنّك من أهل بيت النبوّة و كان أبوك و كان فما هذه الثياب المرويّة عليك؟ فلو لبستَ دون هذه الثياب. فقال له: ويلك يا عبّاد من حرّم زينة اللَّه التي أخرج لعباده و الطيّبات من الرزق إنّ اللَّه عزّ و جلّ إذا أنعم على عبده نعمة أحبّ أن يراها عليه ليس بها بأس ويلك يا عبّاد إنّما أنا بضعة من رسول اللَّه (صلى اللَّه عليه و آله وسلم) فلا تؤذني و كان عبّاد يلبس ثوبين قطريّين.
[٤]. تفسير صافى، ج ٢، ص ١٩٢؛ كافى، ج ٦، ص ٤٤٤، ح ١٥. متن زير از تفسير صافى است: و عنه عليه السلام إنّه قيل له: أصلحك اللَّه ذكرت أنّ عليّ بن أبيطالب عليه السلام كان يلبس الخشن، يلبس القميص بأربعة دراهم و ما أشبه ذلك، و نرى عليك اللباس الجيّد؟ فقال له: إنّ عليّ بن أبيطالب عليه السلام كان يلبس ذلك في زمان لا ينكر و لو لبس مثل ذلك اليوم لشهر به، فخير لباس كلّ زمان لباس أهله.