دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٧ - گفتار اوّل تعريف زهد اسلامى
بىرغبتى به آنهاست» [١]؛ ولى برخى از عالمان گفتهاند: «الزهد لغةً الاعراض عن الشيء احتقاراً؛ زهد در لغت به معناى آن است كه انسان از روى كوچك شمردن، از چيزى اعراض كند و روى گرداند». [٢]
زهد در اصطلاح؛ يعنى در فرهنگ اسلامى، داراى هويت و حقيقت ويژهاى است كه در سنت پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام تجلّى يافته است. در اين عرصه، زهد نه به معناى جامعه گريزى، رهبانيّت، درويش مسلكى و صوفىگرى است و نه تضادى با كار، تلاش و پرداختن به امور زندگى دارد، بلكه به معناى عدم دلبستگى به ماديّات، زرق و برقها، زر و زيورهاى دنيوى و اعتماد كامل به خداى اين نعمات است. در واقع، زاهد اسلامى به جاى آنكه دلبسته و اسير مواهب مادّى باشد، به خداى اين مواهب دلبسته و وابسته است و همين مسئله، سبب امتياز او از غير زاهدان است.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در سخنى جامع فرمود:
«الزَّهادة فِى الدنيا ليست بتحريم الحلال ولا إضاعَة المال و لكنَّ الزَّهادة فى الدُّنيا أنْ لا تكون بِما في يَدَيك أوثق مِنكَ مِمّا في يداللَّه
؛ زهد آن نيست كه نعمتهاى حلال خدا را برخود تحريم كنى، و يا اموال و ثروت خود را ضايع سازى، بلكه زهد آن است كه به آنچه در دست توست اطمينان بيشترى نسبت به آنچه در نزد خداست نداشته باشى». [٣]
شاهد زنده ديگر اين است كه اميرمؤمنان على عليه السلام درباره حقيقت زهد اسلامى مىفرمايد:
«الزُّهد كلّه بَين كلمتين من القرآن قال اللَّه سبحانه:
«لِكَيلا تَأسَوا عَلى مَافاتَكُم وَ لا تَفْرَحُوا بِما اتاكُم» و مَن لم يأسَ على الماضي و لم يفرَحْ بالآتي فقد أخذ الزّهد بطرفَيْه
؛ تماميت و حقيقت زهد در ميان دو آيه قرآنى نهفته است، آنجا كه مىفرمايد: «تا بر آنچه كه از دست شما رفت حسرت نخوريد (و آزرده خاطر نشويد)، و به آنچه كه به شما رسيده سرمست و شادمان نباشيد»، پس كسى كه بدانچه از دست او رفت، تأسف نخورد و به آنچه به دست آورد، شادمان و مغرور نشد (و دلنگران، اسير و دلبسته ماديّات نبود)، تمام زهد را در اختيار گرفته است». [٤]
نيز مىفرمايد:
«الزَّهادة قِصَرُ الأمل والشُّكر عند النِّعم والتَّورع عند المحارم
؛ زهد، كوتاه كردن آرزوهاى دنيوى و شكرگزارى در مقابل نعمتها و پرهيز در برابر محرّمات است». [٥]
عالمان دينى نيز بر اساس همين آموزهها زهد را معنا كردهاند؛ علامه امينى در سخنى كوتاه و پرمعنا مىگويد:
و معلومٌ أنّ طلب الْمال غير منافٍ للزَّهادة فانّ حقيقة الزُّهد أنْ لا يَمْلِكك المالُ لا أن لا تَملكَ المال؛ بديهى است كه به دست آوردن مال با روحيه زهدگرايى تضادى ندارد، زيرا حقيقت زهد آن است كه مال، مالك تو نشود؛ نه اين كه تو مالك آن
[١]. لسان العرب، ماده «زهد».
[٢]. فيض القدير شرح جامع الصغير، ج ١، ص ٦١٥.
[٣]. سنن ترمذى، ج ٤، ص ٣، ح ٢٤٤٣.
[٤]. نهجالبلاغه، قصار ٤٣٩.
[٥]. همان، خطبه ٨١.