دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٩ - ٥ سطح دانش و آموزش
و در هر حال و هر سنّى بر او واجب است به دنبال علم باشد:
«طلب العلم فريضة في كلّ حال»
. [١] چرا كه با علم و آگاهى مىتوان مراتب رشد و تكامل را پيمود:
«إنّ العلم ... يبلغ بالعبد ... الدرجات العلى في الدّنيا والآخرة». [٢]
اسلام تا آنجا به سوادآموزى پيروانش اهميت مىدهد كه در ماجراى بدر، پس از اسارت جمعى از مشركان اعلام شد: اسيران باسواد مىتوانند با تعليم خواندن و نوشتن به ده نفر از اطفال آزاد شوند. [٣]
كشورى كه بخش مهمى از مردم آن بىسواد يا كم سواد باشند و يا با علوم روز دنيا آشنا نباشند، نمىتوان به رشد و توسعه آن اميدوار بود و به يقين قدم اساسى در اين راه تأسيس مراكز آموزشى، علمى و پژوهشى و پرورش آموزگاران، اساتيد و پژوهندگان است.
هر چه سطح دانش و تحقيقات در كشورى بالاتر باشد، حركت رشد و توسعه آن شتابانتر خواهد بود.
٦. خودكفايى در توليدات اساسى
از ديگر شاخصهاى رشد و توسعه اقتصادى يك جامعه، خودكفايى در توليدات استراتژيك و صنايع مهم و اساسى است. بديهى است رسيدن به خودكفايى در همه زمينهها تقريباً براى همه كشورها ناممكن؛ ولى لازم است در توليد غلّات و صنايع غذايى (در صورت فراهم بودن شرايط طبيعى كشور)، تجهيزات دفاعى، آموزشگاهى، انرژى، دارو درمان، حمل و نقل و مانند آن، يا به خودكفايى برسد و يا در تجارت متوازن از تهيه آنها مطمئن باشد، زيرا وابستگى در امور يادشده، وابستگى سياسى و فرهنگى را به دنبال دارد و اهرم فشارى از سوى بيگانگان جهت اعمال سياستهاى خود خواهد بود و بسيار روشن است كه اين فشارها در كند كردن حركت رشد و توسعه تأثيرگذار است، چرا كه كشورهاى نيرومند، معمولًا اصرار دارند ديگران را عقب نگاه دارند تا از اين طريق بازارهاى پر رونقى براى محصولات خود فراهم سازند.
از منظر اسلام نيازمندى، نوعى اسارت است:
«احْتَجْ إلى مَنْ شِئْتَ تَكُنْ أَسيرَه» [٤]
و سفارش پيشوايان دينى آن است كه تا جايى كه امكان دارد، بايد به خود متكى بود:
«إدفع المسألة ما وجدت التحمّل يمكنك» [٥]
و تا ضرورتى پيش نيامده بايد دامن تقاضا را كوتاه كرد:
«لاتصلح المسألة إلّافي ثلاثة ... فى غرم مثقل». [٦]
در آموزههاى دينى بىنيازى از ديگران و خوداتكايى سبب عزّتمندى است:
«وعزّه استغناءه
[١]. بحارالانوار، ج ١، ص ١٧٢، ح ٢٧، از امام صادق عليه السلام.
[٢]. همان، ص ١٧١، ح ٢٤، از رسول خدا صلى الله عليه و آله.
[٣]. فروغ ابديت، ج ١، ص ٥١٨.
[٤]. بحارالانوار، ج ٧١، ص ٤١١، ح ٢١، از امام على عليه السلام.
[٥]. مستدرك الوسائل، ج ١٣، ص ٢٩، ح ٨، از امام حسنعسكرى عليه السلام.
[٦]. بحارالانوار، ج ٧٥، ص ٣٢٦، از امام موسى بن جعفر عليه السلام.