دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٤ - ٤ تقوا و پارسايى
نيز جز براى كسى كه داراى ورع و پرهيزكارى باشد، شايسته نيست:
«لاتصلح الإمامة إلّالرجل فيه ثلاث خصال، ورع يحجزه عن معاصى اللَّه ...». [١]
اميرمؤمنان عليه السلام نيز در خطبهها و نامههاى نهجالبلاغه در توصيهها و فرمانهايش به كارگزاران امر به تقوا را سر لوحه توصيههايش قرار مىدهد، چرا كه كارگزاران حكومت بدون تقوا و پارسايى نمىتوانند به اهداف عاليه توسعه دست يابند.
در نامه ٢٦ پس از فرمان به يكى از كارگزارانش به تقوا و فرمانبرى از خداوند، مىفرمايد: «آن كس كه درون و برونش يكسان باشد و سخن و گفتارش هماهنگ، او مىتواند حقّ اين امانت (ولايت و حكومت) را ادا كند و از عهده آن بر آيد؛
(ومن لم يختلف سرّه وعلانيته، وفعله ومقالته فقد أدّى الأمانة)
. در جاى ديگر هنگامى كه يكى ديگر از كارگزارانش را به سراغ مأموريت اقتصادى و جمعآورى زكات مىفرستد، نخست به او فرمان تقوا مىدهد و سپس او را از ستم بر مردم بر حذر مىدارد:
«إنطلق على تقوى اللَّه وحده لا شريك له، ولا تروعنّ مسلماً ولا تجتازنّ عليه كارهاً، ولا تأخذنّ منه أكثر من حقّ اللَّه في ماله». [٢]
چرا كه اگر تقوا نباشد و حكومت به دست نابخردان و تبهكاران بيفتد، اموال را ميان خود تقسيم كرده و مردم را از آن محروم مىنمايند:
«ولكنّني آسى أن يَلىَ أمر هذه الامّة سفهاؤها وفجّارها فيتّخذوا مال اللَّه دولًا، وعباده خِولا». [٣]
پىآمد بىتقوايى آن است كه برنامهريزان و مجريان رشد و توسعه، عدالت را فداى خودخواهى و منافع شخصى خود مىنمايند و با جهتگيرىهاى خاص، محرومان جامعه را فراموش نموده و سبب تمركز ثروت در دست مرفّهان و زراندوزان مىشوند.
همچنين در اثر بىتقوايى، ديگر ابعاد توسعه كه همان توسعه انسانى و تغيير ساختارها و اصلاح نهادهاست مورد غفلت قرار مىگيرد و فضيلتها و فرهنگ معروف و مقبول جامعه در پاى رشد اقتصادى قربانى مىشود.
تقوا مانع اساسى در برابر طرحهاى خيانتكارانه، جانبدارانه و مادىگرايانه است و بر روند رشد و توسعه تأثير سازنده و بنيادين دارد.
٥. آگاهى و كاردانى برنامهريزان
كسانى مىتوانند براى شاخصهاى توسعه برنامهريزى و سياستگذارى كنند كه از آگاهى، تخصّص و كاردانى لازم برخوردار باشند؛ تخصّص و كاردانى لازمه ورود به اين عرصه و تلاش در اين صحنه سرنوشتساز است.
نمىتوان اختيار عرصههاى توسعه را به دست افراد ناكارآمد داد. قرآن كريم مىفرمايد: « «وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِى جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَاماً»؛ اموال خود را كه خداوند وسيله قوام زندگى شما قرار داده، به
[١]. كافى، ج ١، ص ٤٠٧، ح ٨ از رسول خدا صلى الله عليه و آله.
[٢]. نهجالبلاغه، نامه ٢٥.
[٣]. همان، نامه ٦٢.