دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٥ - ٣ اهداف و اولويتهاى توليد
ميانى نوعى مقدمه براى رسيدن به هدف نهايى محسوب مىشود. حتى در اسلام، توليد، تنها با انگيزه مادى، بدون در نظر گرفتن هدف نهايى (قرب الهى) نيز در محدوده توليدات مجاز، تحريم نشده است، زيرا نمىتوان از همه مردم چنين توقع داشت كه تنها با انگيزههاى الهى و معنوى به توليد و كار بپردازند، از اينرو در نگاه اسلام، انگيزههاى مادى نيز به عنوان اهداف ميانى، از جايگاه خاصى برخوردارند كه اهم آنها عبارتند از:
الف. هماهنگ سازى عرضه و تقاضا
افزايش تقاضا نسبت به توليد هميشه باعث افزايش قيمتها، و به اصطلاح «تورم» مىشود.
«تورم» پديده ناخوشايندى است كه اكثر كشورهاى جهان- به نسبتهاى مختلف- از آن رنج مىبرند و يكى از عوامل مهم بىثباتى در كشورها، حتى عامل ظهور بسيارى از رژيمهاى ديكتاتورى در جهان است.
ظهور هيتلر در آلمان [١]، به قدرت رسيدن لنين، سرنگونى سالوادور آلنده و استقرار حكومت ديكتاتورى در شيلى (١٩٧٣ م)، سقوط ايزابل پرون در آرژانتين (١٩٧٦ م) و ... همه به دنبال افزايش تورم و رشد شديد قيمتها بود كه به صورت روزانه ترقى كرد و مردم را به واكنش شديد و اغتشاشات تا سرنگونى حكومتها واداشت. [٢]
هرج و مرج و اغتشاشهاى اجتماعى در آمريكاى لاتين كه تورم در آنجا از هر نقطه ديگر جهان بيشتر است، عمدتاً به همين پديده بر مىگردد تا جايى كه آنجا را «سرزمين كودتاها» ناميدهاند.
بنا به باور اقتصاددانان «تورم» به شكل جريانى تراكمى و خودافزا، زمانى به وجود مىآيد كه «تقاضا» به دلايل مختلف از قبيل افزايش مخارج دولت، انتشار پول توسط بانك مركزى، افزايش تقاضاى بخش خصوصى و توسعه صادرات يا كاهش واردات، افزايش يابد؛ ولى «عرضه» در مقابل، ثابت بماند و يا روند افزايش آن، كمتر از نرخ رشد تقاضا باشد. [٣]
از اينرو كه ميان نرخ تورم و سطح توليد، رابطهاى تنگاتنگ حاكم است به گونهاى كه به هم خوردن تعادل ميان عرضه و تقاضا، همواره باعث گرانى و تورم مىشود. [٤]
در چنين شرايطى بر حكومت اسلامى است كه سياستهاى افزايش عرضه را در دستور كار خود قرار دهد و براى جلوگيرى از رشد تورم، به افزايش توليد، و گسترش واردات روى آورد.
ناگفته پيداست كه افزايش توليد و تخفيف فشار تورم، كار يك شبه نيست، بلكه برنامههاى درازمدتى مىطلبد كه با اقداماتى چون: حمايت از بخش توليدى با پرداخت يارانه مستقيم [٥]، اعلان
[١]. ر. ك: تورم، ص ١٨، به نقل از فقر و توسعه، ج ٢، ص ٢٨٩.
[٢]. ر. ك: فقر و توسعه، ج ٢، ص ٣٨٩.
[٣]. ر. ك: همان، ص ٢٩٤.
[٤]. ر. ك: اصول علم اقتصاد، ص ٣٥١.
[٥]. ر. ك: فقر و توسعه، ج ٢، ص ٣٣٦ به نقل از اقتصاد كلان دركشورهاى در حال توسعه، ص ١٦١-/ ١٦٢.