دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٧ - موقعيت دنيا و آخرت در آيات و روايات اسلامى
مسيحيت نسبت داده مىشود، مورد نكوهش قرار داده و توجه هميشگى به دنيا را كه به يهود نسبت داده مىشود نيز مردود مىشمرد.
از نظر اسلام مذموم، دنيا و استفاده از نعمتها و حتى علاقه به آن نيست، زيرا تمايلات فطرى و غريزى كه خداوند در نهاد انسان به وديعت نهاده، نمىتواند زائد و بىمصرف باشد. در تعليمات دينى و اسلامى توجه به دنيا و تأمين زندگى مادّى آن تأييد شده و اصولًا هدف از آفرينش انسان بدون بهرهگيرى از مواهب دنيا امكانپذير نيست.
آنچه نكوهيده است دنيا را مقصد و مقصود نهايى قرار دادن و دلخوش كردن به آن و در يك كلمه «دلبسته و اسير دنيا» بودن است. آنگونه كه در قرآن آمده است: «انَّ الَّذينَ لَايَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا». [١]
زندگى دنيا را وسيله و پل ارتباطى ساختن عيب نيست، بلكه آن را هدف دانستن عيب است، چنانكه از كلمه «واطمأنّوا بها» در آيه سابق و همچنين از آيات ديگر استفاده مىشود. قرآن مىفرمايد:
«فَأَعْرِضْ عَنْ مَّنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا* ذَلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِّنَ الْعِلْمِ». [٢]
در فرهنگ اسلامى فروختن ايمان و آخرت به دنيا مذموم: (بقره، آيه ٨٦؛ آل عمران، آيات ٧٧ و ١٨٧؛ مائده، آيه ٤٤؛ توبه، آيه ٩) و خريدن آخرت به دنيا ممدوح است: (توبه، آيه ١١١؛ صف، آيه ١٠ و ١١). در نهجالبلاغه با آن كه روايات نكوهش دنيا زياد است، ستايش دنيا و تشويق به استفاده صحيح از آن هم كم نيست. [٣]
از مجموع تعليمات اسلامى مىتوان به يك نظر متعادل رسيد؛ اين نظريه متعادل رابطه وثيق و عميق دنيا و آخرت را تشريح مىكند. قرائن فراوانى در دو دسته آيات و روايات گذشته، نيز اين نظريه را بيان مىكند. در روايات اسلامى دنيا و استفاده صحيح از نعمتهاى آن، به عنوان
«نعم العون على طلب الاخرة»
شمرده شده است. [٤]
در حديثى ديگر رابطه دنيا و آخرت بهگونهاى زيبا و جذاب بيان شده، به نحوى كه گويا انسان هميشه بايد بين خوف و رجا باشد؛ يعنى در كارهاى مربوط به دنيا نبايد به تصور مرگ و فنا، فعاليتهاى خويش را ترك كند و گذرا بودن دنيا را بهانه تنبلى خويش قرار دهد.
تفسير صحيح حديث معروف:
«اعمل لدنياك كأنّك تعيش أبداً و اعمل لآخرتك كأنّك تموت غداً» [٥]
همين است.
در اين زمينه آيات و روايات فراوانى وجود دارد كه طرح همه آنها به درازا مىكشد. جالب است كه در خود آيات و روايات گروه اول كه در مقام مذمت دنيا هستند قرائنى وجود دارد كه تارك دنيا
[١]. يونس، آيه ٧.
[٢]. نجم، آيات ٢٩ و ٣٠.
[٣]. ر. ك: نهجالبلاغه، قصار ١٣١.
[٤]. وسائل الشيعه، ج ١٢، ص ١٧، ابواب مقدمات التجارة، باب ٦، ح ٥. شبيه اين معنا در كنز العمال، ج ٣، ص ٢٣٩، ح ٦٣٤١ نيز آمده است.
[٥]. مستدرك الوسائل، ج ١، ص ١٤٦، ح ٢٢٠.