دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٩ - ١ آزاد بودن فعاليت اقتصادى توأم با تكليف مدارى
حضرت آدم و همسرش حوا عليهما السلام در باغى از باغهاى دنيا ساكن شدند [١] به آنها خطاب شد: «وَكُلَا مِنْهَا رَغَداً حَيْثُ شِئْتُمَا». [٢] گرچه از بعضى از محدوديتها به عنوان آزمايش نيز بودند: «وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ» [٣].
اطلاق تعبيراتى چون «كُلُوا مِنْ رِّزْقِ رَبِّكُمْ» [٤] نيز چنين رخصت و وسعتى را اقتضا دارد، چنانكه خطاب عتابآميز «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِى أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ» [٥] و خطاب «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ ...» [٦] نيز از بعضى از حصاركشىهاى غير معقول در مصرف، جلوگيرى مىكند.
البته آزادىهاى مزبور هيچگاه منافاتى با نظارتهاى دقيق و هدفمند حكومت اسلامى و اعمال بعضى از محدوديتها ندارد؛ محدوديتهايى كه باعث مىشود آزادى در نظام اقتصاد اسلامى از آزادى بىبند و بار و مطلقى كه در اقتصاد سرمايهدارى مشاهده مىشود ممتاز شود، چنانكه اصل آزادى، اقتصاد اسلامى را از اقتصاد سوسياليستى كه اراده و اختيارى را براى فعّاليتهاى اقتصادى قائل نيست، متفاوت مىسازد.
به بيان ديگر، گرچه بر اساس قاعده سلطنت
(الناس مسلطون على اموالهم)
فعالان اقتصادى آزاد هستند كه اموال و سرمايههاى خود را به هر طريقى كه بخواهند به جريان بيندازند و از آن بهرهمند شوند و بر اساس
«كل شىء مطلق حتى يرد فيه نهى» [٧]
تا زمانى كه نهى خاصّى وارد نشده، هر نوع فعاليت اقتصادى، مباح خواهد بود؛ ولى از آنجايى كه مؤمن يعنى فعّال اقتصادى كه به مبدأ و معاد ايمان آورده، به دنبال منفعتى برتر و سعادتى پايدارتر است و منفعت و سعادت دنيا و آخرت با هم براى او ملحوظ است طبيعى است كه بر اساس عقل و وحى با محدوديتها و تكاليفى مواجه شود. محدوديتها و تكاليفى كه نمىگذارند انگيزههاى سودجويى و منفعتپرستى افراطى، سبب بروز كارتلها و تراستهايى شود كه آزادى واقعى و سازنده را از طبقات ديگر جامعه سلب كرده، به اهرمهاى فشارى مبدل شوند كه ساير بخشهاى اجتماعى را تحت سيطره خود قرار دهند و در نهايت همه طبقات جامعه، در تمام مسائل اجتماعى و سياسى، وابسته و اسير خواستههاى آنان گردند.
الف. پرهيز از فساد: «كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِى الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ» [٨] و حرام خبيث: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِى الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّباً». [٩]
[١]. بنابراين كه مقصود از «الجنه» باغ دنيايى بوده باشد، چنانكه دركافى و علل و تفسير قمى از امام صادق عليه السلام نقل شده: «إنها كانت من جنان الدنيا يطلع فيها الشمس والقمر» (ر. ك: صافى، ج ١، ص ٣٤).
[٢]. بقره، آيه ٣٥.
[٣]. سبأ، آيه ٣٥.
[٤]. سبأ، آيه ١٥.
[٥]. اعراف، آيه ٣٢.
[٦]. مائده، آيه ٨٧.
[٧]. من لايحضره الفقيه، ج ١، ص ٣١٧، ح ٩٣٧.
[٨]. بقره، آيه ٦٠.
[٩]. بقره، آيه ١٦٨.